نوشتن را با نقد سینمایی در روزنامهی «سلام» از میانههای دههی 70 آغاز کرده، اما حالا او را معمولاً با نقدهای ادبی، پژوهش، و خاصه نوشتههایش دربارهی زنان میشناسند. شهلا زرلکی دانشآموختهی رشتهی زبان و ادبیات فارسی است و سالها فعالیت روزنامهنگاری در کارنامه دارد. در سال 1385 بهخاطر «آثار دارای ارزش کیفی و قدرت تاثیرگذاری بر جامعه» از سوی بنیاد نویسندگان و هنرمندان وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برندهی جایزهی «نقد ادب و هنر» شده است. با روزنامههای همشهری، صبح امروز، شرق همکاری کرده و عضو شورای سردبیری فصلنامهی «نگره» بوده است. همچنین در همین دهه در بسیاری از جوایز ادبی و هنری به داوری آثار پرداخته است. از جمله جایزهی ادبی یلدا، مهرگان، روزی روزگاری، پروین اعتصامی و... .
اما احتمالاً بسیاری او را با دو کتاب ویژهاش در باب مسائل زنان به یاد میآورند: «در خدمت و خیانت زنان» و «زنان، دشتان، و جنون ماهیانه». در اولی، با اتکا بر نظریههای فمینیستی و تحلیل گفتمان و مطالعات فرهنگی نشان میدهد که چگونه زبان میتواند زنان را هم در جایگاه قدرت قرار دهد و هم آنها را سرکوب کند. و در دومی به بررسی جنبههای اجتماعی و تاریخی قاعدگی میپردازد. کتابهایی که او را به عنوان یکی از مهمترین چهرههای مطالعات زنان در ایران مطرح میکند.
از شهلا زرلکی، مجموعهداستان و پژوهشهای ادبی گوناگونی نیز منتشر شده است. «خلسهی خاطرات» کتاب دیگری از اوست که در آن به تحلیل و بررسی آثار «گلی ترقی» پرداخته. همچنین کتابهای «چراغها را من روشن میکنم» (بررسی آثار زویا پیرزاد)، «جادوگر سرزمین سامبا» (بررسی آثار پائولو کوئلیو) و «زنان علیه زنان» (بررسی آثار آلبا دسس پدس) را باید به این شما اضافه کرد. اما اگر میخواهید بیشتر او را بشناسید، بیتردید یکی از بهترین گزینهها، متنِ اعترافیِ او با عنوان «اعترافباز» است که با زبانی صمیمی و جسور به بیان گوشهگوشههای زندگیاش پرداخته است. او در این کتاب اعتراف میکند که یک «اعترافباز» است. که از بازی با کلمهی اعتراف کیف میکند و میخواهد چیزهایی را بگوید که معمولاً همه از روی ترس یا خجالت یا ملاحظات خانوادگی نمیگویند. او همانجا به نقل از ژاک روسو مینویسد: «خوانندهها! من از فکر کردن به خودم لذت میبرم و در همان حال که فکر میکنم مینویسم.»