تاریخ اساطیری ایران 3: فره‌ی کیانی شهریاران ایرانی
آرزوهای بزرگ
جزیره‌ی گنج

کتاب‌ چ ناشر کودک و نوجوان خانواده‌ی فرهنگی چشمه است. ناشری که فقط به فکر بچه‌هاست و می‌خواهد دوست خوبِ دوران کودکی و نوجوانی آن‌ها باقی بماند. بچه‌هایی که آینده مال آن‌هاست و دنیایی هم که ‌قرار است بسازند، حتماً خیلی قشنگ‌تر از دنیای ماست. اما هر راهی سختی‌های خودش را دارد. کتاب‌ چ می‌خواهد در این مسیر کنار بچه‌ها بماند تا علاقه‌ها و استعدادهای خود را بشناسند و شکوفا کنند. دلش می‌خواهد به بچه‌ها کمک کند تا سوال بپرسند و ماجراجویی کنند و چیزهای تازه یاد بگیرند. می‌خواهد خلاقیت و تفکر انتقادی را از همان سال‌های کودکی با آن‌ها تمرین کند تا در زندگی به یک بینش برسند. کتاب‌ چ اولین حلقه‌ی ما‌ در زنجیره‌ی خانواده‌ی فرهنگی چشمه است. برای بچه‌هایی که قرار است در یک چشم به هم زدن بزرگ ‌شوند و کتاب آدم‌بزرگ‌ها را دست بگیرند...  

هویت فرهنگی را چگونه باید به نوجوانان معرفی کرد؟
یادداشت
هویت فرهنگی را چگونه باید به نوجوانان معرفی کرد؟
اگر امروز از نوجوان ایرانی درباره‌ی هویت‌ فرهنگی‌اش بپرسند، چه پاسخی خواهد داد؟ ممکن است در گام اول او از ما بپرسد که اصلاً «هویت فرهنگی» چیست؟ که بعد درباره‌ی ایرانی بودنش پاسخ بدهد. معمولاً هویت فرهنگی از طریق شیوه‌ی زیست و. زندگی، آیین‌ها و رسم‌ها، نوع نگاه به جهان، سرزمین و خود فرد درک و فهمیده می‌شود. حالا باید دید که این هویت فرهنگی را چگونه و از چه طریقی می‌توان به نوجوان معرفی کرد. داستان‌ها و قصه‌ها از مهم‌ترین ابزار‌های ما برای معرفی هویت فرهنگی و انتقال آن به نسل‌های بعدی هستند. برای نوجوان، به‌ویژه نوجوان امروزی، داستان و قصه می‌تواند درک ملموس‌تر و عینی‌تری از مفهومِ به‌ظاهر پیچیده و نسبتاً انتزاعیِ هویت فرهنگی ارائه بدهد. در میان داستان‌ها و قصه‌ها، اسطوره‌ها و حماسه‌ها از نقش خاصی برخوردارند. اسطوره‌ها و‌ حماسه‌های کهن توانسته‌اند به‌خوبی سرچشمه‌های هویت فرهنگی را در خود حفظ کنند و آن را از لابه‌لای ویژگی‌های شخصیت‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و آیین‌های روایت شده، چگونگی و چرایی پدیداری رویدادها به نسل‌های بعدی انتقال دهند. در این بین «تاریخ اساطیری ایران» را باید کهن‌ترین و مهم‌ترین روایت موجود برای انتقال هویت فرهنگی-انسانی ایرانی در نظر گرفت. اما پیش از هرچیز خوب است که درباره‌‌ی این اصطلاح توضیح بدهیم. اسطوره‌های ایرانی به شکل تاریخ‌گونه‌ای روایت و در بخش‌هایی با حماسه ترکیب شده‌اند. یعنی در رویدادهای اسطوره‌‌ای و حماسی ایران رابطه‌های علت و معلولی تاریخی اهمیت پیدا کرده‌اند. تاریخ اساطیری ایران یک دوره‌ی دوازده‌هزار ساله است که به چهار دوره‌ی سه‌هزار ساله تقسیم می‌شود. سه‌هزار اول، آفرینش مینوی است. در این سه‌‌هزار سال هُرمُزد نیروهای مینوی روشن و نیکش را می‌آفریند و اهریمن نیروهای پلید و بد و تاریکش را پس می‌اندازد. از پایان این سه‌هزار سال است که نبرد میان خیر و شر آغاز می‌شود. سه‌هزار سال دوم، آفرینش گیتیئی (مادی) است. در این سه‌هزار سال هُرمُزد گیتی را می‌آفریند. او‌‌ نخست آسمان، دوم آب، سوم زمین، چهارم گیاه، پنجم جانور و شش انسان و سپس آتش، باد، خورشید و ماه و ستارگان را می‌آفریند. نخستین انسان کیومرث نام دارد. انسان‌ها از نسل او آفریده می‌شوند. در پایان سه‌هزار سال دوم اهریمن به گیتی که هُرمُزد آن را آفریده حمله می‌کند و نبرد میان خیر و شر به گیتی کشیده می‌شود. سه‌هزار سال سوم، دوره‌ی آمیزش یا آمیختگی خیر ‌و شر است. در این دوران اهریمن و نیروهای پلید و شرورش به جان گیتی می‌افتند و به آن گزند و آسیب می‌زنند. انسان به یاری نیروهای نیکی و روشنی و با رهبری پادشاهان و دانایان ایرانی دربرابر آن‌ها می‌ایستد و مبارزه می‌کند. سه‌هزار چهارم، دوره‌ی پالایش و پاک‌سازی جهان از نیروهای پلید و شرور جهان است. در این دوران زردشت و پسران منجی‌اش می‌آیند‌ تا به پادشاهان و مردم کمک کنند نیروهای شرور و پلید اهریمن را نابود کنند و خود اهریمن را به جهان تاریکی برگردانند. این را هم نباید فراموش کنیم که اسطوره  و حماسه، با افسانه فرق دارند و اصلاً دروغ و یاوه نیستند بلکه داستان و ماجراهای کهن از دوره‌ها و عصرهای نانوشته را نقل می‌کنند. ما با اسطوره‌ها و حماسه‌ها می‌توانیم از زیست و زندگی، باورها، دغدغه‌ها و نیازهای مردمان کهن سر دربیاوریم و با چگونگی اندیشیدن و نگاه آنان به جهان و هستی آشنا شویم. اسطوره‌ها داستان‌ها و ماجراهایی‌اند که به پرسش‌های اولیه و آغازین انسان پاسخ می‌دهند و بازگوکننده‌ی نیازها و آرزوهای آنان هستند. حماسه‌ها چالش‌ها و دغدغه‌های ملی را به تصویر می‌کشند و از جنگ‌ها و نبردهایی سخن می‌گویند که مردمان یک سرزمین برای حفظ هویت، زندگی و باورهای خود پشت سر نهاده‌اند.  مجموعه‌ی تاریخ اساطیر ایران از چهار کتاب تشکیل شده است. تاکنون سه کتاب از این‌ مجموعه منتشر شده است: کتاب اول یکی‌ بود و یکی نبود، هُرمُزد بود و اَهریمَن نبود است. این کتاب داستان آفرینش ایرانی را به نمایش می‌گذارد. این‌که آسمان، زمین، کوه، دریا و زود چگونه به وجود آمدند. درباره‌ی این‌که گیاهان و جانوران چگونه در روزی زمین ‌پدیدار شدند و انسان چگونه خلق شد. کتاب دوم هستی ایزدان و نیستی دیوان است. در این کتاب نیروهای روشنی و تاریکی معرفی شدند. این که امشاسپندان و ایزدان چه کسانی‌اند و هر کدام چه ویژگی‌هایی دارند و چه وظایفی را برای نگهداری و محافظت از گیتی و گیاهان و جانوران و انسان‌ها برعهده دارند. در این کتاب کماله‌دیوان و دیوان هم معرفی شده‌‌اند و درباره‌ی ‌بدی‌های و پلیدی‌هایی که از آن‌ها سر می‌‌زند صحبت شده است. کتاب سوم فَرّه‌ی کیانی، پادشاهان ایرانی نام دارد. در این کتاب داستان فَرّه، نیروی روشنگر و پیروزی‌بخش شاهی، تعریف و درباره‌ی کار و کوشش‌ پادشاهان ایرانی و پیروزهای آنان بر دیوان و پریان داستان‌هایی آورده می‌شود.  
گنجی دل دریا
یادداشت
گنجی دل دریا
اسم «ادبیات کلاسیک» که به میان می‌آید اولین چیزی که در ذهن بسیاری نقش می‌بندد، کتاب‌های قطور و سخت‌خوانی است، با جمله‌های طولانی، زبان قدیمی و توصیف‌های کش‌داری که گاهی چند پاراگراف طول می‌کشد. انگار بخواهی در یک سربالایی بدوی؛ کُند، انرژی‌بر و خسته‌کننده. و عجیب نیست اگر به جای این‌که دست دراز کنی و کتاب را از کتاب‌خانه دربیاوری،‌ پا به فرار بگذاری! اما نه، وقت دل به دریا زدن است رفیق! این دریا ظاهرش توفانی است! در این دریا گنجی جذاب از کلمه‌ها و آدم‌های زنده پنهان است با ماجراجویی‌ها، عشق‌ها، خیانت‌ها، رنج‌ها و…  ادبیات کلاسیک به ما نشان می‌دهد که تنها نیستیم. وقتی از گذشته خبر نداریم فکر می‌کنیم اضطراب‌ها و نگرانی‌ها و ترس‌ها، جست‌وجوی هویت و گمگشتگی‌ها، حتی گرفتاری‌ها و مشکلات فقط مخصوص ما و دوره‌ی ماست. اما وقتی کتابی را از قدیم می‌خوانیم متوجه می‌شویم که همه‌ی این‌ رنج‌ها و هیجان‌ها بخشی از انسان بودن است. همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهد داشت. در تاریخ بشر ما تنها نیستیم. البته که گاهی کنش‌ها و واکنش‌ها در آثار کلاسیک‌ عذاب‌آور و حرص‌دربیار است. سکوت در برابر ظلم، آدم‌های تسلیم، زن‌های منفعل، نابرابری و ستم و… اما خواندن همه‌ی این‌ها‌ نشان‌مان می‌دهند که راهی طولانی آمده‌ایم. آگاهی از حقوق و طلب برابری و رفاه و… اگرچه امروز بدیهی به نظر می‌رسد، سخت به دست آمده‌ و برای به دست آوردنش تلاش‌های بسیاری شده است.  گذشته از این‌ها در بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و بازی‌های امروزی اشاره‌ها و کدهایی وجود دارد که از کلاسیک‌ها الهام گرفته‌ و با خواندن این آثار و دانستن این کدها لذت تماشا و بازی دوچندان می‌شود. اما با همه‌ی این ویژگی‌ها خواندن کلاسیک‌ها همچنان برای نوجوان امروز دشوار است. حقیقت این است ما که در دنیای اسکرول‌های بی‌پایان زندگی می‌کنیم؛ ویدئوهای کوتاه چند دقیقه‌ای و محتواهای سریع گاهی چند ثانیه‌ای مغزمان را به این ریتم پرشتاب عادت داده و مواجهه با توصیف‌های طولانی نویسنده‌ی قرن نوزدهمی در این ریتم پرهیجان جا نمی‌گیرد.  پس چه‌کار کنیم؟ قید شنا را بزنیم و بگذاریم داستان‌های قدیمی در اعماق تاریک دریا بمانند؟ درست همین جاست که «بازنویسی» مهم می‌شود. در بازنویسی آثار کلاسیک حواشی کش‌دار و خسته‌کننده حذف می‌شود و سرعت روایت، بدون آن‌که ویژگی‌هایش را از دست بدهد، بالا می‌رود. علاوه‌براین، لبه‌های تیز خشونت‌های کلامی یا فیزیکی، که در بسیاری از این آثار وجود دارد و شاید برای مخاطب نوجوان امروز مناسب نباشد، صیقل می‌خورد. در سه‌گانه‌ی کمیک‌کلاسیک جک نوئل، نویسنده و تصویرگر، داستان‌ها را از اعماق دریا درآورده و با اقتباس گرافیکی‌اش آن‌ها را به زبان تصویر ترجمه کرده است.  او در اقتباس از کتاب‌های آرزوهای بزرگ، جزیره‌ی گنج و شرلوک هولمز و سگ خاندان باسکرویل به هسته‌ی اصلی داستان‌ها وفادار مانده و موقعیت‌های پرتعلیق، صحنه‌های اکشن و لحظه‌های احساسی را در فرمت کمیک‌بوک گنجانده،‌ طوری که کتاب مثل یک فیلم خواننده را دنبال خودش می‌کشاند.  جک نوئل در روایتش طنز ظریفی را به کار می‌گیرد، بی‌آن‌که فضای کلاسیک قصه‌ها را به کمدی تبدیل کند. نظرهای کوتاه و شوخ‌طبعانه‌اش در حاشیه‌ی متن او را به یک راوی خوش‌زبان تبدیل می‌کند که کنار خواننده نشسته و با طنز و شوخی از سنگینی و سختی داستان می‌کاهد و به خواننده برای خواندن ادامه‌ی کتاب انگیزه می‌دهد. فراموش نمی‌کنیم که این اقتباس‌ها جایگزین نسخه‌های اصلی نمی‌شوند، بلکه تلاش می‌کنند کنجکاوی خواننده را برای خواندن متن اصلی برانگیزند و تشویقش کنند با اعتماد‌به‌نفس بیش‌تری سراغ رمان‌های کلاسیک برود.   
خرسِ ماری غیرواقعی‌تره یا موش بدن‌ساز؟
گزارش
خرسِ ماری غیرواقعی‌تره یا موش بدن‌ساز؟
یک روز پر از «غیرواقعی‌ها» در کتاب‌فروشی‌های «باهم» شهر هشتگرد و «کتاب‌مان» شهر تهران داشتیم. در برنامه‌ی «مهمونی غیرواقعی‌ها» من، شبنم سیاره، همراه بچه‌ها سراغ دنیای عجیب و بامزه‌ی کتاب «غیرواقعی» رفتیم. در آغاز بخش‌هایی از کتاب را خواندیم. هنگام خواندن کتاب موجودات مختلفی معرفی می‌شدند که بعضی واقعی و بعضی کاملاً غیرواقعی و خیالی بودند. بازی ما این بود که بچه‌ها حدس بزنند کدام واقعی است و کدام نیست. هرکسی اشتباه حدس می‌زد باید یک کار «غیرواقعی» انجام می‌داد؛ یکی عقبکی راه می‌رفت، یکی صدای عجیب درمی‌آورد و یکی هم ادای یک موجود خیالی را در می‌آورد! همین کارها فضای کتاب‌فروشی را پر از خنده کرد. در برنامه‌ی تهران برخی از والدین هم دوست داشتند بخشی از برنامه باشند و ما هم از حضورشان استقبال کردیم! یکی از آن‌ها با صدا و لحن عجیبی با بچه‌ها صحبت کرد و در توضیح گفت این صدای یک نوع پرنده است! یکی دیگر شبیه فلامینگو ایستاد و بچه‌ها به تقلید از او همگی ادای فلامینگو را درآوردند! راستی می‌دانستید فلامینگوها وقتی می‌ایستند یک پایشان را بالا نگه می‌دارند؟! در برنامه‌ی هشتگرد اتفاقات دیگری رقم خورد! یکی از گُلی نقاشی کرد و در توضیح گفت: «این گل راه می‌رود، حرف می‌زند و دوست خوبی است!» یکی دیگر یک بزرگراهی آبی‌رنگ کشید و گفت: «اگر در این بزرگراه راه را گم کنی یا اشتباه بروی، خود بزرگراه راهنمایی‌ات می‌‌کند!» نقاشی‌ها جالب و خنده‌دار بودند و بچه‌ها موجودات جالبی خلق کرده بودند. «ماهیِ پرنده»، «آدمِ لگویی»، «موشِ بدن‌ساز» و... بعد از خواندن و بازی کردن و نقاشی کشیدن نوبت بخش هنر و خلاقیت رسید. بچه‌ها شروع کردند به ساختن ماسک‌های غیرواقعی. هرکسی یک موجود تازه اختراع کرد، برایش اسم گذاشت و صدایش را هم درآورد. موجوداتی با اسم‌های عجیب و بامزه متولد شدند؛ مثل «خرسِ خرگوشی»، «قورباغه‌ی ماری» و «خوکِ بتمنی» که همگی یک ویژگی مشترک داشتند! در دنیای بچه‌ها هیچ‌کدام‌شان غیرواقعی نبودند و بچه‌ها موجوداتی را که خلق کرده بودند، دوست داشتند! در پایان مهمونی، کتاب‌فروشی پر بود از موجودات خیالی، صداهای عجیب و خنده‌های بلند کوچک‌ترها و بزرگ‌ترها و به رسم تمام برنامه‌های کتاب چ، هر کودک پس از تهیه‌ی کتاب صاحبِ یک یادداشت مخصوص به خودش می‌شد که توسط برگزارکننده‌ی مهمونی برایش نوشته می‌شد. این یادداشت‌ها شامل تمرین‌هایی برای کودکان و والدین آن‌ها جهت رشد خلاقیت و یادگیری کودکان بود. «مهمونیِ غیرواقعی‌ها» یادمان انداخت که گاهی برای نزدیک شدن به دنیای کتاب‌ها، کافی است کمی غیرواقعی‌تر فکر کنیم! این برنامه در تاریخ 13 خرداد در کتاب‌فروشی «باهم» هشتگرد و در تهران در تاریخ 21 خرداد در کتاب‌فروشی «کتاب‌مان» همیلاسنتر برگزار شد.  
داستانِ پر از خون و خون‌ریزیِ سیندرلا
یادداشت
داستانِ پر از خون و خون‌ریزیِ سیندرلا
«این هم جور دیگر، واقعا کتاب کودک است؟ من که حاضر نیستم این کتاب را برای بچه‌ام بخوانم.» «کتاب بامزه‌ای است! اما من وقتی داشتم آن را برای دانش‌آموزانم می‌خواندم، بعضی کلمه‌ها را تغییر دادم تا بدآموزی نداشته باشند.» «دختر سه ساله‌ی من عاشق این کتاب است، مخصوصاً قصه‌هایی که درباره‌ی گرگ بد بدجنس است. این کتاب را به یکی از فامیل‌هایمان که چهل سالش است هم هدیه دادیم، نمی‌دانید چه‌طور بلند بلند می‌خندید!» اگر کمی در شبکه‌های اجتماعی مربوط به کتاب مثل گودریدز چرخ بزنید، نظرهای متناقضی می‌بینید. این نظرها درباره‌ی یکی از کتاب‌های منظوم رولد دال است که با نام این هم جور دیگر به فارسی ترجمه شده است. رولد دال نزدیک سی سال است که از دنیا رفته، اما هنوز هم آثارش تازه و پیش‌رو هستند و مناقشه برانگیز... اگر این کتاب را ورق بزنید و بخش‌هایی از قصه‌ها را بخوانید متوجه دلیل نگرانی بعضی از والدین می‌شوید.. علاوه بر این می‌فهمید چرا آدمی چهل ساله از خواندن این قصه‌‌ها خنده‌اش می‌گیرد... آثار رولد دال هنوز تازه‌اند و مناقشه‌برانگیز چون مرزها را می‌شکنند. برای او هیچ دری بسته نیست. برایش مهم نیست که خواهرهای بدجنس سیندرلا را بکُشد، شخصیت آرام و مهربان سیندرلا را تبدیل کند به دختری که به پری مهربان دستور می‌دهد، مادر بهانه‌گیر جک را بفرستد بالای ساقه‌ی لوبیا تا خورده شود و از شنل‌قرمزی موجودی بسازد که با خودش تفنگ دارد. هنر دال این است که دری را پشت سرش ببندد و در دیگری را رو به جهانی باز کند که همه‌چیز با نگاهی تازه روایت می‌شود. در جهانی که او می‌سازد مناسبات دنیای پریان به هم می‌خورد، او پایان قصه‌ها را به شیوه‌ی خودش به خوبی و خوشی تمام می‌کند. در جهان او خشونت هم عنصری فانتزی است، بخشی از زیست روزمره‌ی شخصیت‌ها، به همین دلیل هم نمایش خشونت در آثارش منجر به ترویج خشونت نمی‌شود. چون بلد است با فانتزی کودکانه، با زبان طنز و با عنصر غافل‌گیری دنیایی مخصوص خودش خلق کند، دنیای شگفت‌انگیز رولد دال. دنیایی که به ذهن کودکان نزدیک است، حتی بازنمایی بخش از جهان آن‌هاست که گاهی جرئت ابرازش را ندارند، دنیایی که پنهانش می‌کنند... علاوه بر این کودکان از ریتم لذت می‌برند، از بلندبلند خواندن قصه‌ها و مواجهه با زبانی تازه. زبانی که هیرمندی برای ترجمه‌ی این قصه‌ها انتخاب کرده برگرفته از وغ‌وغ‌ساهاب صادق هدایت است. رضی هیرمندی از معدود مترجمان ادبیات کودک و نوجوان است که در کتاب‌هایش لحن‌هایی مختلف و نزدیک به روح اثر اصلی به چشم می‌خورد. زبان ترجمه‌ی این اثر در عین حفظ ریتم و موسیقی، فارسی روانی است و لحن طنز نسخه‌ی انگلیسی به خوبی منتقل شده. ** بخشی از یادداشت مریم محمدخانی، منتشرشده در سایت وینش