‌‌‌
‌‌
‌‌

کتاب‌ چ ناشر کودک و نوجوان خانواده‌ی فرهنگی چشمه است. ناشری که فقط به فکر بچه‌هاست و می‌خواهد دوست خوبِ دوران کودکی و نوجوانی آن‌ها باقی بماند. بچه‌هایی که آینده مال آن‌هاست و دنیایی هم که ‌قرار است بسازند، حتماً خیلی قشنگ‌تر از دنیای ماست. اما هر راهی سختی‌های خودش را دارد. کتاب‌ چ می‌خواهد در این مسیر کنار بچه‌ها بماند تا علاقه‌ها و استعدادهای خود را بشناسند و شکوفا کنند. دلش می‌خواهد به بچه‌ها کمک کند تا سوال بپرسند و ماجراجویی کنند و چیزهای تازه یاد بگیرند. می‌خواهد خلاقیت و تفکر انتقادی را از همان سال‌های کودکی با آن‌ها تمرین کند تا در زندگی به یک بینش برسند. کتاب‌ چ اولین حلقه‌ی ما‌ در زنجیره‌ی خانواده‌ی فرهنگی چشمه است. برای بچه‌هایی که قرار است در یک چشم به هم زدن بزرگ ‌شوند و کتاب آدم‌بزرگ‌ها را دست بگیرند...  

چرا هر بچه‌ای راه خودش را برای یاد گرفتن دارد؟
یادداشت
چرا هر بچه‌ای راه خودش را برای یاد گرفتن دارد؟
لولا دخترکوچولویی است که فکر می‌کند چیزهای زیادی می‌داند. او می‌تواند کارهای مختلفی انجام دهد، از مهارت‌های کوچک روزمره گرفته تا چیزهایی که باعث می‌شود به خودش افتخار کند. اما وقتی زمان مدرسه رفتن نزدیک می‌شود، نگرانی تازه‌ای سراغش می‌آید: اگر آن‌قدرها که فکر می‌کند آماده نباشد چه؟ اگر بچه‌های دیگر بیش‌تر از او بدانند؟ در میان این نگرانی‌ها، مادر لولا کمکش می‌کند تا به چیزهایی که بلد است فکر کند؛ چیزهایی که شاید به نظر ساده بیایند اما مهم‌اند. لولا کم‌کم می‌فهمد که دانستن همه‌چیز شرط آماده بودن نیست و مدرسه جایی است برای یاد گرفتن.  این کتاب با ظاهری شوخ و ساده به موضوعی عمیق و آشنا برای کودکان و والدین می‌پردازد: اضطراب شروع محیط تازه و ترس از «کافی نبودن». لولا باهوش و پرحرف است و از دانسته‌هایش اطمینان دارد، اما ناگهان با تردید روبه‌رو می‌شود. این تغییر احساس بسیار واقعی و باورپذیر تصویر شده و باعث می‌شود بچه‌ها خودشان را به‌راحتی جای لولا بگذارند. حضور مادر در داستان نقشی کلیدی دارد؛ او با یادآوری توانایی‌های کودک، بدون انکار نگرانی‌هایش به او احساس امنیت می‌دهد. تصویرسازی‌های رنگی و پرجزئیات لحن طنزآمیز متن را تقویت می‌کند و احساسات کودک را به‌خوبی به تصویر می‌کشد.  کتاب پیامی آرامش‌بخش دارد: هیچ‌کس همه‌چیز را نمی‌داند و آماده بودن برای یاد گرفتن از دانستن مهم‌تر است. همین پیام ساده اما عمیق این کتاب را به انتخابی مناسب برای خانواده‌ها، مربیان و کودکانی تبدیل کرده که با تغییرها و شروع‌های تازه روبه‌رویند.  
چرا طبیعت می‌تواند آدم‌ها را به هم نزدیک‌تر کند؟
یادداشت
چرا طبیعت می‌تواند آدم‌ها را به هم نزدیک‌تر کند؟
لوک و برادر بزرگ‌ترش، بن، تابستان را کنار رودخانه می‌گذرانند. لوکِ آرام به طراحی پرندگان مشغول است و بن از بالای درخت توی آب می‌پرد. این دو برادر تفاوت‌های زیادی با هم دارند، اما رؤیای مشترکی آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد: برنده شدن یک قایق تا بتوانند رودخانه را آن‌طور که باید کشف کنند. اما با ورود بن به دبیرستان آرام‌آرام میان‌شان فاصله‌ می‌افتد. وقتی لوک متوجه می‌شود بن شب‌ها یواشکی از خانه بیرون می‌زند، می‌فهمد برادرش نقشه‌ای در سر دارد،‌ اما چه نقشه‌ای؟ این کتاب ،داستانی خواندنی درباره‌ی پیوند بین دو برادر، مواجهه با تغییر و کشف خود در دل طبیعت است. داستان از زبان لوکی، برادر کوچک‌تر، روایت  می‌شود، پسری ساکت که به پرندگان و طبیعت عشق می‌ورزد و رابطه‌اش با بن، برادر بزرگ‌ترش که ماجراجوتر و سرزنده‌تر است، محور اصلی داستان است. تابستان طولانی کنار رودخانه و آرزوی مشترک برای به ‌دست آوردن قایق، نکمادی از آرزوهای مشترک و لحظه‌های صمیمانه‌ی کودکانه است. لوکی از دنیای آرام پرندگان، جایی که با جزئیات صدا و ظاهرشان آشناست، هویت و آرامش می‌گیرد؛ در مقابل، بن با ورود به دبیرستان و یافتن دوست جدید، مسیر رشد خود را آغاز می‌کند و این فاصله‌ی درونی به جدایی موقت میان آن‌ دو می‌انجامد. کتاب تغییرات در روابط خانوادگی و تأثیر آن بر احساس فرد را نشان می‌دهد، بدون این‌که به احساسات کلیشه‌ای یا اغراق‌شده تن بدهد. در نقدی بر این کتاب نوشته شده: «نثر لطیف و بی‌اغراق این رمان، فضای آفتابی و رودخانه‌ای را به شکلی زنده بازسازی می‌کند و در هر فصل حس رهایی، کنجکاوی و دلتنگی را در هم می‌آمیزد.» نویسنده از طبیعت و پرندگان به‌عنوان ابزاری برای نمایش رشد، پذیرش و امید استفاده می‌کند؛ لحظه‌هایی که لوکی متوجه می‌شود عشق واقعی به برادرش بیش از هر جایزه‌ای ارزش دارد. تصویرهای کوچک پرندگانی که نام‌شان کتاب را بیش‌تر به طبیعت پیوند می‌‌زند. کتاب انتخاب مناسبی است برای خوانندگان 10 سال به بالا، به‌خصوص کسانی که در مرحله‌ای از زندگی به سر می‌برند که درک تغییرات و معنای تعلق برایشان اهمیت دارد.  
هویت فرهنگی را چگونه باید به نوجوانان معرفی کرد؟
یادداشت
هویت فرهنگی را چگونه باید به نوجوانان معرفی کرد؟
اگر امروز از نوجوان ایرانی درباره‌ی هویت‌ فرهنگی‌اش بپرسند، چه پاسخی خواهد داد؟ ممکن است در گام اول او از ما بپرسد که اصلاً «هویت فرهنگی» چیست؟ که بعد درباره‌ی ایرانی بودنش پاسخ بدهد. معمولاً هویت فرهنگی از طریق شیوه‌ی زیست و. زندگی، آیین‌ها و رسم‌ها، نوع نگاه به جهان، سرزمین و خود فرد درک و فهمیده می‌شود. حالا باید دید که این هویت فرهنگی را چگونه و از چه طریقی می‌توان به نوجوان معرفی کرد. داستان‌ها و قصه‌ها از مهم‌ترین ابزار‌های ما برای معرفی هویت فرهنگی و انتقال آن به نسل‌های بعدی هستند. برای نوجوان، به‌ویژه نوجوان امروزی، داستان و قصه می‌تواند درک ملموس‌تر و عینی‌تری از مفهومِ به‌ظاهر پیچیده و نسبتاً انتزاعیِ هویت فرهنگی ارائه بدهد. در میان داستان‌ها و قصه‌ها، اسطوره‌ها و حماسه‌ها از نقش خاصی برخوردارند. اسطوره‌ها و‌ حماسه‌های کهن توانسته‌اند به‌خوبی سرچشمه‌های هویت فرهنگی را در خود حفظ کنند و آن را از لابه‌لای ویژگی‌های شخصیت‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و آیین‌های روایت شده، چگونگی و چرایی پدیداری رویدادها به نسل‌های بعدی انتقال دهند. در این بین «تاریخ اساطیری ایران» را باید کهن‌ترین و مهم‌ترین روایت موجود برای انتقال هویت فرهنگی-انسانی ایرانی در نظر گرفت. اما پیش از هرچیز خوب است که درباره‌‌ی این اصطلاح توضیح بدهیم. اسطوره‌های ایرانی به شکل تاریخ‌گونه‌ای روایت و در بخش‌هایی با حماسه ترکیب شده‌اند. یعنی در رویدادهای اسطوره‌‌ای و حماسی ایران رابطه‌های علت و معلولی تاریخی اهمیت پیدا کرده‌اند. تاریخ اساطیری ایران یک دوره‌ی دوازده‌هزار ساله است که به چهار دوره‌ی سه‌هزار ساله تقسیم می‌شود. سه‌هزار اول، آفرینش مینوی است. در این سه‌‌هزار سال هُرمُزد نیروهای مینوی روشن و نیکش را می‌آفریند و اهریمن نیروهای پلید و بد و تاریکش را پس می‌اندازد. از پایان این سه‌هزار سال است که نبرد میان خیر و شر آغاز می‌شود. سه‌هزار سال دوم، آفرینش گیتیئی (مادی) است. در این سه‌هزار سال هُرمُزد گیتی را می‌آفریند. او‌‌ نخست آسمان، دوم آب، سوم زمین، چهارم گیاه، پنجم جانور و شش انسان و سپس آتش، باد، خورشید و ماه و ستارگان را می‌آفریند. نخستین انسان کیومرث نام دارد. انسان‌ها از نسل او آفریده می‌شوند. در پایان سه‌هزار سال دوم اهریمن به گیتی که هُرمُزد آن را آفریده حمله می‌کند و نبرد میان خیر و شر به گیتی کشیده می‌شود. سه‌هزار سال سوم، دوره‌ی آمیزش یا آمیختگی خیر ‌و شر است. در این دوران اهریمن و نیروهای پلید و شرورش به جان گیتی می‌افتند و به آن گزند و آسیب می‌زنند. انسان به یاری نیروهای نیکی و روشنی و با رهبری پادشاهان و دانایان ایرانی دربرابر آن‌ها می‌ایستد و مبارزه می‌کند. سه‌هزار چهارم، دوره‌ی پالایش و پاک‌سازی جهان از نیروهای پلید و شرور جهان است. در این دوران زردشت و پسران منجی‌اش می‌آیند‌ تا به پادشاهان و مردم کمک کنند نیروهای شرور و پلید اهریمن را نابود کنند و خود اهریمن را به جهان تاریکی برگردانند. این را هم نباید فراموش کنیم که اسطوره  و حماسه، با افسانه فرق دارند و اصلاً دروغ و یاوه نیستند بلکه داستان و ماجراهای کهن از دوره‌ها و عصرهای نانوشته را نقل می‌کنند. ما با اسطوره‌ها و حماسه‌ها می‌توانیم از زیست و زندگی، باورها، دغدغه‌ها و نیازهای مردمان کهن سر دربیاوریم و با چگونگی اندیشیدن و نگاه آنان به جهان و هستی آشنا شویم. اسطوره‌ها داستان‌ها و ماجراهایی‌اند که به پرسش‌های اولیه و آغازین انسان پاسخ می‌دهند و بازگوکننده‌ی نیازها و آرزوهای آنان هستند. حماسه‌ها چالش‌ها و دغدغه‌های ملی را به تصویر می‌کشند و از جنگ‌ها و نبردهایی سخن می‌گویند که مردمان یک سرزمین برای حفظ هویت، زندگی و باورهای خود پشت سر نهاده‌اند.  مجموعه‌ی تاریخ اساطیر ایران از چهار کتاب تشکیل شده است. تاکنون سه کتاب از این‌ مجموعه منتشر شده است: کتاب اول یکی‌ بود و یکی نبود، هُرمُزد بود و اَهریمَن نبود است. این کتاب داستان آفرینش ایرانی را به نمایش می‌گذارد. این‌که آسمان، زمین، کوه، دریا و زود چگونه به وجود آمدند. درباره‌ی این‌که گیاهان و جانوران چگونه در روزی زمین ‌پدیدار شدند و انسان چگونه خلق شد. کتاب دوم هستی ایزدان و نیستی دیوان است. در این کتاب نیروهای روشنی و تاریکی معرفی شدند. این که امشاسپندان و ایزدان چه کسانی‌اند و هر کدام چه ویژگی‌هایی دارند و چه وظایفی را برای نگهداری و محافظت از گیتی و گیاهان و جانوران و انسان‌ها برعهده دارند. در این کتاب کماله‌دیوان و دیوان هم معرفی شده‌‌اند و درباره‌ی ‌بدی‌های و پلیدی‌هایی که از آن‌ها سر می‌‌زند صحبت شده است. کتاب سوم فَرّه‌ی کیانی، پادشاهان ایرانی نام دارد. در این کتاب داستان فَرّه، نیروی روشنگر و پیروزی‌بخش شاهی، تعریف و درباره‌ی کار و کوشش‌ پادشاهان ایرانی و پیروزهای آنان بر دیوان و پریان داستان‌هایی آورده می‌شود.  
گنجی دل دریا
یادداشت
گنجی دل دریا
اسم «ادبیات کلاسیک» که به میان می‌آید اولین چیزی که در ذهن بسیاری نقش می‌بندد، کتاب‌های قطور و سخت‌خوانی است، با جمله‌های طولانی، زبان قدیمی و توصیف‌های کش‌داری که گاهی چند پاراگراف طول می‌کشد. انگار بخواهی در یک سربالایی بدوی؛ کُند، انرژی‌بر و خسته‌کننده. و عجیب نیست اگر به جای این‌که دست دراز کنی و کتاب را از کتاب‌خانه دربیاوری،‌ پا به فرار بگذاری! اما نه، وقت دل به دریا زدن است رفیق! این دریا ظاهرش توفانی است! در این دریا گنجی جذاب از کلمه‌ها و آدم‌های زنده پنهان است با ماجراجویی‌ها، عشق‌ها، خیانت‌ها، رنج‌ها و…  ادبیات کلاسیک به ما نشان می‌دهد که تنها نیستیم. وقتی از گذشته خبر نداریم فکر می‌کنیم اضطراب‌ها و نگرانی‌ها و ترس‌ها، جست‌وجوی هویت و گمگشتگی‌ها، حتی گرفتاری‌ها و مشکلات فقط مخصوص ما و دوره‌ی ماست. اما وقتی کتابی را از قدیم می‌خوانیم متوجه می‌شویم که همه‌ی این‌ رنج‌ها و هیجان‌ها بخشی از انسان بودن است. همیشه وجود داشته و همیشه وجود خواهد داشت. در تاریخ بشر ما تنها نیستیم. البته که گاهی کنش‌ها و واکنش‌ها در آثار کلاسیک‌ عذاب‌آور و حرص‌دربیار است. سکوت در برابر ظلم، آدم‌های تسلیم، زن‌های منفعل، نابرابری و ستم و… اما خواندن همه‌ی این‌ها‌ نشان‌مان می‌دهند که راهی طولانی آمده‌ایم. آگاهی از حقوق و طلب برابری و رفاه و… اگرچه امروز بدیهی به نظر می‌رسد، سخت به دست آمده‌ و برای به دست آوردنش تلاش‌های بسیاری شده است.  گذشته از این‌ها در بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و بازی‌های امروزی اشاره‌ها و کدهایی وجود دارد که از کلاسیک‌ها الهام گرفته‌ و با خواندن این آثار و دانستن این کدها لذت تماشا و بازی دوچندان می‌شود. اما با همه‌ی این ویژگی‌ها خواندن کلاسیک‌ها همچنان برای نوجوان امروز دشوار است. حقیقت این است ما که در دنیای اسکرول‌های بی‌پایان زندگی می‌کنیم؛ ویدئوهای کوتاه چند دقیقه‌ای و محتواهای سریع گاهی چند ثانیه‌ای مغزمان را به این ریتم پرشتاب عادت داده و مواجهه با توصیف‌های طولانی نویسنده‌ی قرن نوزدهمی در این ریتم پرهیجان جا نمی‌گیرد.  پس چه‌کار کنیم؟ قید شنا را بزنیم و بگذاریم داستان‌های قدیمی در اعماق تاریک دریا بمانند؟ درست همین جاست که «بازنویسی» مهم می‌شود. در بازنویسی آثار کلاسیک حواشی کش‌دار و خسته‌کننده حذف می‌شود و سرعت روایت، بدون آن‌که ویژگی‌هایش را از دست بدهد، بالا می‌رود. علاوه‌براین، لبه‌های تیز خشونت‌های کلامی یا فیزیکی، که در بسیاری از این آثار وجود دارد و شاید برای مخاطب نوجوان امروز مناسب نباشد، صیقل می‌خورد. در سه‌گانه‌ی کمیک‌کلاسیک جک نوئل، نویسنده و تصویرگر، داستان‌ها را از اعماق دریا درآورده و با اقتباس گرافیکی‌اش آن‌ها را به زبان تصویر ترجمه کرده است.  او در اقتباس از کتاب‌های آرزوهای بزرگ، جزیره‌ی گنج و شرلوک هولمز و سگ خاندان باسکرویل به هسته‌ی اصلی داستان‌ها وفادار مانده و موقعیت‌های پرتعلیق، صحنه‌های اکشن و لحظه‌های احساسی را در فرمت کمیک‌بوک گنجانده،‌ طوری که کتاب مثل یک فیلم خواننده را دنبال خودش می‌کشاند.  جک نوئل در روایتش طنز ظریفی را به کار می‌گیرد، بی‌آن‌که فضای کلاسیک قصه‌ها را به کمدی تبدیل کند. نظرهای کوتاه و شوخ‌طبعانه‌اش در حاشیه‌ی متن او را به یک راوی خوش‌زبان تبدیل می‌کند که کنار خواننده نشسته و با طنز و شوخی از سنگینی و سختی داستان می‌کاهد و به خواننده برای خواندن ادامه‌ی کتاب انگیزه می‌دهد. فراموش نمی‌کنیم که این اقتباس‌ها جایگزین نسخه‌های اصلی نمی‌شوند، بلکه تلاش می‌کنند کنجکاوی خواننده را برای خواندن متن اصلی برانگیزند و تشویقش کنند با اعتماد‌به‌نفس بیش‌تری سراغ رمان‌های کلاسیک برود.