ای کاش ...
کیک سیب برای همه
روزی که سکوت در زد
کلاغ جوراب رنگی
چه کسی از روشنایی می‌ترسد؟

کتاب‌ چ ناشر کودک و نوجوان خانواده‌ی فرهنگی چشمه است. ناشری که فقط به فکر بچه‌هاست و می‌خواهد دوست خوبِ دوران کودکی و نوجوانی آن‌ها باقی بماند. بچه‌هایی که آینده مال آن‌هاست و دنیایی هم که ‌قرار است بسازند، حتماً خیلی قشنگ‌تر از دنیای ماست. اما هر راهی سختی‌های خودش را دارد. کتاب‌ چ می‌خواهد در این مسیر کنار بچه‌ها بماند تا علاقه‌ها و استعدادهای خود را بشناسند و شکوفا کنند. دلش می‌خواهد به بچه‌ها کمک کند تا سوال بپرسند و ماجراجویی کنند و چیزهای تازه یاد بگیرند. می‌خواهد خلاقیت و تفکر انتقادی را از همان سال‌های کودکی با آن‌ها تمرین کند تا در زندگی به یک بینش برسند. کتاب‌ چ اولین حلقه‌ی ما‌ در زنجیره‌ی خانواده‌ی فرهنگی چشمه است. برای بچه‌هایی که قرار است در یک چشم به هم زدن بزرگ ‌شوند و کتاب آدم‌بزرگ‌ها را دست بگیرند...  

چرا سکوت هم آرامش‌بخش است و هم مرموز؟
یادداشت
چرا سکوت هم آرامش‌بخش است و هم مرموز؟
 روباه کوچولو در خانه تنها می‌ماند. مادرش قبل از رفتن به او هشدار می‌دهد که در را به روی هیچ‌کس باز نکند. بیرون هوا کم‌کم تاریک می‌شود، اما هنوز صدای پرندگان به گوش می‌رسد. ناگهان کسی در می‌زند و خودش را «سکوت» معرفی می‌کند. روباه اولش می‌ترسد، اما کنجکاوی‌اش سبب می‌شود در را باز کند. سکوت وارد لانه می‌شود و فضا را پُر می‌کند. روباه اولش نگران است، اما بعد تصمیم می‌گیرد با او حرف بزند و چیزی بخورد. روباه کم‌کم حس می‌کند رفتار سکوت دوستانه است. بعد سکوت پیشنهاد می‌دهد با هم بازی کنند و به او یاد می‌دهد با ضربان قلبش و ریتم درونی‌اش حرکت کند. بعد خسته می‌شوند و روی زمین دراز می‌کشند. سکوت به روباه می‌گوید گاهی لازم است در سکوت به صدای درون‌مان گوش کنیم. روباه‌کوچولو احساس خوشحالی و آرامش می‌کند و از این تجربه لذت می‌برد. صبح که می‌رسد، سکوت رفته، اما روباه کنجکاو است که دوباره بازمی‌گردد یا نه. وقتی مادرش به خانه برمی‌گردد، روباه با هیجان از دوستی تازه و تجربه‌ی متفاوتش می‌گوید. روباه‌کوچولوی در خانه تنهاست و با ورود موجود عجیبی به نام سکوت احساسات متفاوتی را تجربه می‌کند؛ ترس، کنجکاوی و کشف. این تعامل اهمیت لحظه‌های تنهایی، کشف احساسات، گوش دادن به افکار درونی و لذت بردن از آرامش در زندگی روزمره را یادآوری می‌کند.  نکته‌ی درخشان داستان این‌جاست که سکوت، برخلاف انتظار، خالی نیست. وقتی وارد لانه می‌شود، فضا را پُر می‌کند. یعنی سکوت به معنای نبودن صدا نیست، به معنای حضور چیزهای دیگری است؛ فکرهای خودمان، ضربان قلب‌مان و لحظه‌هایی که در شلوغی‌های روزمره گم می‌شوند. آموزش گوش دادن به ضربان قلب تمرین ساده‌ای است برای خود‌آگاهی. سکوت به روباه یاد می‌دهد وقتی صداهای بیرونی (قارقار کلاغ‌ها و جیک‌جیک گنجشک‌ها) قطع می‌شوند، دریچه‌ای به سمت دنیای درونی باز می‌شود؛ همان افکار و احساساتی که در هیاهوی زندگی فرصت شنیده شدن پیدا نمی‌کنند. پایان‌بندی داستان هوشمندانه است. سکوت نمی‌ماند تا همیشگی شود، چون زندگی روباه در دنیای بیرون جریان دارد، اما حالا روباه‌کوچولو تغییر کرده. او یاد گرفته چه‌‌طور در میان شلوغی‌ها فضای امنی را برای خودش نگه دارد. کتاب نمی‌گوید سکوت کن و از دنیا فرار کن، بلکه می‌گوید بگذار سکوت گاهی به دیدنت بیاید تا خودت را بهتر بشناسی. روزی که سکوت در زد درباره‌ی تنهایی نیست، درباره‌ی خلوت کردن است. تفاوتی که سبب می‌شود روباه در پایان به ‌جای این‌که از سکوت بترسد، آن را به عنوان یک دوست جدید معرفی کند. آموزش گوش دادن به خود و تقویت تمرکز و آرامش، گفت‌وگو درباره‌ی احساسات (دوستی،‌ ترس،‌ اعتماد) و پرورش کنجکاوی و خلاقیت از کاربردهای این کتاب است.  
چرا مشکل یک شهر مشکل همه‌ی شهروندان است؟
یادداشت
چرا مشکل یک شهر مشکل همه‌ی شهروندان است؟
زیک، پسر‌ی که عاشق هواشناسی است، در بهار گرین ریور با دو مشکل بزرگ روبه‌روست: فشار تمرین برای نمایش مدرسه در نقش یک سیارک! و خطر جاری شدن سیل به خاطر آب‌ شدن یخ‌های رودخانه. او که عضو گروه ناظران آب‌وهوا شده، سعی می‌کند بین تکالیف مدرسه‌ و علاقه‌اش به هواشناسی تعادل برقرار کند، اما شرایط آب‌وهوایی بد‌تر می‌شود و سیل شهر را تهدید می‌کند و مدرسه هم در خطر است. زیک اول سعی می‌کند ‌تنهایی مشکل را حل کند، اما کم‌کم می‌فهمد که باید از دیگران کمک بگیرد. او با کمک دوستانش و با استفاده از مهارت‌های هواشناسی‌اش به‌موقع به اهالی شهر هشدار می‌دهد. همکاری گروهی برای جابه‌جایی حیوانات فروشگاه استن و هماهنگی برای تخلیه‌ی مدرسه از وقوع فاجعه جلوگیری می‌کند. در پایان شهر نجات می‌یابد و زیک با لباس سیارکی و کلاه ماهواره‌ی هواشناسی در نمایش مدرسه می‌درخشد. زیک متوجه می‌‌شود قهرمان بودن نه در کار فردی، بلکه با همکاری به دست می‌آید. دومین جلد از مجموعه‌ی زیک، هواشناس کنجکاو فقط داستان کودکانه‌ای درباره‌ی هواشناسی و سیل نیست؛ کتابی است درباره‌ی علاقه‌ی علمی، مسئولیت‌پذیری و کار گروهی. زیک دنیا را با چشم یک ناظر دقیق می‌بیند و این ویژگی هم او را دوست‌داشتنی می‌کند و هم گاهی در مدرسه برایش دردسر می‌سازد.  یکی از نقطه‌های قوت کتاب نقش خانواده است. پدر، که برای تحقیق درباره‌ی پنگوئن‌ها در جنوبگان به سر می‌برد، با این‌که از زیک دور است، با علاقه‌ی علمی‌اش به او الگو می‌دهد. مادر که تعمیرکار کامپیوتر است همیشه در کنار زیک حضور دارد و تشویق و حمایتش می‌کند. باب، برادر کوچک‌تر، با علاقه‌اش به دایناسورها لایه‌ی شیرین‌تر داستان است و نشان می‌دهد علاقه به علم می‌تواند در خانواده مشترک باشد. از سوی دیگر کتاب از تنش‌های مدرسه‌ای غافل نمی‌شود. اختلاف زیک و سیمون به داستان واقع‌گرایی می‌دهد. زیک گاهی با معلم و دوستانش هم اختلاف نظر دارد، اما کتاب مهم‌ترین پیامش را از همین جا بیرون می‌کشد: لازم نیست شبیه هم باشیم تا کنار هم کار کنیم.  اطلاعات علمی کتاب تزئینی نیستند؛ بلکه مفهوم‌هایی دقیق و واقعی از دنیای هواشناسی‌اند. نویسنده‌ها مفاهیم را طوری توضیح می‌دهند که کودک بتواند درک‌شان کند. آن‌ها می‌دانند که نباید جریان داستان را با آموزش‌های هواشناسی قطع کنند؛ به همین دلیل اطلاعات علمی در بخش‌های جداگانه آمده‌ و به کودک قدرت انتخاب می‌دهد. اگر کنجکاو است که مربای یخ چیست یا سیل چه انواع متنوعی دارد می‌تواند آن بخش‌ها را بخواند و اگر می‌خواهد ماجرا را دنبال کند و از داستان لذت ببرد می‌تواند بدون این‌که از مسیر اصلی داستان خارج شود، به مطالعه ادامه دهد.  کاربرد کتاب تقویت کنجکاوی علمی در بچه‌ها آموزش مهارت‌های اجتماعی و بحث درباره‌ی اختلاف سلیقه و دوستی‌های پایدار و ناپایدار تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی و گفت‌وگو درباره‌ی مفهوم شهروند مسئول اجرای پروژه‌های عملی (ساخت ایستگاه هواشناسی در خانه)  
چرا وقتی می‌ترسیم باید به جای فرار به راه‌حل فکر کنیم؟
یادداشت
چرا وقتی می‌ترسیم باید به جای فرار به راه‌حل فکر کنیم؟
همه چیز با یک هرج‌ومرج غیرمنتظره در باغ گیاه‌شناسی شروع می‌شود. درست وقتی همه‌چیز آرام است، صدای آژیر پلیس همه‌جا می‌پیچد و دَش کاندو، راب و گرتا می‌فهمند اتفاق بدی افتاده: همیشه‌خندان‌های کوچولوی دوست‌داشتنی ربوده شده‌اند. دَش می‌فهمد این ماجرا به پرواز مشکوک هلیکوپترها به جزیره‌ی نورما ربط دارد؛ جزیره‌ای که ورود به آن برای همه ممنوع است. دَش و دوستانش راهی جزیره‌ی ممنوعه می‌شوند و همین که به آن‌جا می‌رسند گرفتار ولگردهای دعوایی نارگیلی می‌شوند. دَش و دوستانش برای فرار از قفسی که در آن گیر افتاده‌اند نقشه می‌کشند و نگهبان‌ها را گول می‌زنند و  قفل قفس‌ها را باز می‌کنند. آن‌ها متوجه می‌شوند گم شدن همیشه‌خندان‌ها زیر سر پتونیا خجالتچی، دختر باغبان باغ گیاه‌شناسی، است که حالا از کارش پشیمان شده. در نهایت دَش و راب و گِرِتا همراه با همیشه‌خندان‌ها به باغ گیاه‌شناسی برمی‌گردند. مجموعه‌ی دعواهای تنوری یک پدیده دوست‌داشتنی در دنیای ادبیات کودک است؛ کتابی که ثابت می‌کند برای جذب خواننده‌‌های خردسالی که از کتاب‌های طولانی فراری‌اند، نیازی به جمله‌های پیچیده نیست. کافی است مقداری هیجان و ماجراجو و یک کوله‌پشتی پُر از ابزار داشته باشید. دَش کاندو یک ابرقهرمان سنتی نیست که با مشت و لگد به دل دشمن بزند. او یک مخترع در شرایط پیچیده است و به خواننده یاد می‌دهد وقتی در یک قفس زیرزمینی گیر افتاده‌اید، فریاد زدن بی‌فایده است، اما شبیه‌سازی صدای هیولا با استفاده از ابزارهای دم‌دستی شاهکار مهندسی است. در این مجموعه هر چه پیش‌تر رفتیم شخصیت‌‌ها  پخته‌تر شده‌اند. حضور راب و گِرِتا در کنار دَش تزئینی نیست؛ آن‌ها مکمل یکدیگرندع چرا که در دنیای کودکان امروز تنهایی قهرمان‌گونه دیگر جذابیتی ندارد. آن‌چه جذاب است پیوند دوستی در دل خطر است. تصویرسازی‌های کتاب، که به اندازه‌ی متن بار روایی دارند، کمک می‌کنند کودک فقط داستان را نخواند، بلکه آن را ببیند. کتاب علاوه بر جذابیت یک ماجراجویی هیجان‌انگیز است به مخاطبش می‌آموزد حتی اگر در ممنوعه‌ترین نقاط دنیا گیر افتاده‌اید، ابزار اصلی فرار، نه در کوله‌پشتی پُر از ابزار، که در ذهن خلاق خودتان نهفته است.  کاربرد کتاب آموزش مهارت حل مسئله و پیدا کردن راه‌حل نوآورانه در شرایط بحرانی تقویت روحیه‌ی تیم‌سازی، تقسیم وظایف و همکاری پرورش تفکر خلاق و خارج از چارچوب  ایجاد بستر گفت‌وگو درباره‌ی شکست، تاب‌آوری و تلاش دوباره  تقویت سواد بصری و درک ارتباط متن و تصویر ایجاد اشتیاق به مطالعه به دلیل ساختار پُرتحرک و طنز تصویری
چرا بعضی‌ها حاضرند پروژه شکست بخورد، اما با کسی که دوستش ندارند همکاری نکنند؟
یادداشت
چرا بعضی‌ها حاضرند پروژه شکست بخورد، اما با کسی که دوستش ندارند همکاری نکنند؟
بئا بلک یک جادوگر معمولی نیست، او یک جادوگر اتفاقی است و همچنان مجبور است با قدرت‌های جادویی غیرمنتظره‌اش کلنجار برود. او با پدرش که کتابی درباره‌ی طلسم‌آبادک می‌نویسند، ‌خیلی وقت نیست که به این شهر آمده‌اند. در جلد سوم این مجموعه بئا و همکلاسی‌هایش به یک اردوی مدرسه می‌روند. مدیر مدرسه که از رقابت‌ها و دعواهای مداوم شاگردانش به ستوه آمده، این سفر را به عنوان مأموریتی برای متحد کردن و یادگیری همکاری طراحی کرده، اما شایعه شده قلعه شبح دارد و تسخیر شده است! مشکل بزرگ‌تر از شبح قلعه، بلر رقیب شماره‌ی ‌یک بئاست. این ‌دو که در شرایط عادی هم نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند، حالا مجبورند برای حل معمای شبح قلعه همکاری کنند و حالا که خیس‌آب در بیشه گیر افتاده‌اند و پای بلر آسیب دیده باید بتوانند خودشان را به قلعه برسانند. یعنی بالاخره راه همکاری را یاد می‌گیرند؟ این میان بئا نگرانی دیگری هم دارد. نکند کتاب بابا تمام شود و آن‌ها از طلسم‌آبادک بروند؟ مجموعه‌ی دفتریادداشت یک الکی‌جادوگر هم حال‌وهوای فانتزی دارد و هم از گروه کتاب‌های مدرسه‌ای است، و هر دو این ویژگی‌ها معمولاً برای خواننده‌ی کم‌سن جذاب است. یکی از نکته‌ی مثبت کتاب این است که ماجرا را با شوخی، هیجان و کمی ترس کنترل‌شده پیش می‌برد؛ یعنی نه آن‌قدر ترسناک است که بچه‌ها وحشت‌زده کند و نه آن‌قدر ساده که جذابیتش را از دست بدهد.  یکی از دلایل موفقیت کتاب این است که در کنار جادو و راز از احساسات واقعی بچه‌ها هم حرف می‌زند: نگرانی از جدا شدن از دوستان، نگرانی درباره‌ی تغییرات خانوادگی و سختی کنار آمدن با کسی که دوستش نداری. همین باعث می‌شود کتاب فقط یک داستان فانتزی نباشد، بلکه درباره‌ی همکاری، گفت‌وگو و مهربانی هم حرف بزند، بدون این‌که پند بدهد. قالب دفترچه‌مانند کتاب همراه با تصویرگری‌ آن را به کتابی خوش‌خوان تبدیل کرده که هم برای بچه‌هایی که به ماجراجویی، جادو و راز علاقه‌ دارند مناسب است و هم خواننده‌ها‌ی تازه‌کاری که حوصله‌ی خواندن کتاب‌های طولانی را ندارند. کاربرد کتاب گفت‌وگو درباره‌ی کار تیمی و مدیریت اختلاف  تمرین خودشناسی و شناخت توانایی‌ها و نقاط قوت و ضعف  تشویق به خاطره‌‌نویسی خلاقانه ایجاد بستر بحث‌های گروهی درباره‌ی شخصیت‌های کتاب و کنش‌هایشان تقویت مهارت حل مسئله گفت‌وگو درباره‌ی ارزش و اهمیت دوستی  
چرا کنجکاوی راهی برای غلبه بر ترس است؟
یادداشت
چرا کنجکاوی راهی برای غلبه بر ترس است؟
در کتاب «چه کسی از روشنایی می‌ترسد» راوی در اعماق تاریک اقیانوس، جایی که هیچ نوری از سطح دریا به آن نمی‌رسد، با موجود مرموزی به نام فِرگوس آشنا می‌شود؛ موجودی که از نور می‌ترسد و همیشه در تاریکی پنهان می‌شود. او بارها با نشانه‌هایی از حضور فِرگوس روبه‌رو می‌شود و هر برخورد او را یک قدم به کشف حقیقت نزدیک‌تر می‌کند. او هم‌زمان با موجودات عجیب و نورانی اعماق دریا آشنا می‌شود.  این تعقیب و کشف در دل اقیانوس تاریک، داستان را به یک ماجراجویی پُر از انتظار و کنجکاوی تبدیل می‌کند، تا این‌که راوی راز فرگوس را کشف می‌کند و ماهیت ترس او از نور آشکار می‌شود. فرگوس نوعی ماهی در  اعماق دریاست که به ‌خاطر حساسیتش به نور در تاریکی زندگی می‌کند. این اثر یک کتاب تصویری علمی‌ـروایتی است که با ترکیب طنز، کنجکاوی و تصویرسازی‌های چشمگیر، کودک را به سفری در اعماق تاریک اقیانوس می‌برد؛ داستان با راوی‌ای آغاز می‌شود که در جست‌وجوی موجودی مرموز به نام فرگوس وارد این دنیای ناشناخته می‌شود؛ موجودی دریایی که از نور می‌ترسد و همین ویژگی موتور اصلی کنجکاوی و پیش‌برنده‌ی روایت است. تصویرسازی‌های کتاب با پس‌زمینه‌های تیره و رنگ‌های درخشان، تضاد بصری قدرتمندی ایجاد می‌کنند که هم حس دلهره‌ی ملایم و هم جذابیت علمی اعماق دریا را منتقل می‌کند. خواننده در مسیر داستان با موجودات واقعی اعماق اقیانوس آشنا می‌شود؛ موجوداتی که هم عجیب‌اند و هم شگفت‌انگیز. روایت در عین داستانی بودن اطلاعات علمی ساده و قابل‌فهمی درباره‌ی دانش زیست‌شناسی دریایی در دل خود جای داده است. در لایه‌ای عمیق‌تر، کتاب با مفهوم ترس ایمن (safe fear) نیز قابل تحلیل است؛ مفهومی در روان‌شناسی کودک که میان ترس آسیب‌زا و ترس کنترل‌شده در فضای امن تمایز قائل می‌شود. کودک در حین خواندن، کمی دلهره و ناشناختگی را تجربه می‌کند، اما در محیطی امن و همراه با یک بزرگسال، بدون خطر واقعی. این تجربه به او کمک می‌کند احساسات خود را بشناسد، با آن‌ها کنار بیاید و درک کند که همه‌ی ناشناخته‌ها همیشه ترسناک و تهدیدآمیز نیستند. کاربرد کتاب تقویت کنجکاوی علمی و معرفی موجودات دریایی با جزئیات واقعی مواجهه با ترس و تاریکی، آشنایی با ترس‌ها و مهارت مدیریت آن‌ها فعالیت تعاملی کودک با والدین یا مربیان وگفت‌وگو درباره‌ی موجودات دریایی و طرح پرسش‌های چرا