فیلسوف آمریکایی در حوزهی فلسفهی احساسات، اگزیستانسیالیسم و اخلاق. بیشتر به دلیل پژوهشهایش دربارهی ماهیت احساسات، بهویژه عشق، غم و خشم، شناخته میشود. سولومون احساسات را نه واکنشهای صرف زیستی، بلکه بخشی از ساختار شناختی و ارزشی انسان میدانست که در شکلگیری هویت و تصمیمگیریهای اخلاقی نقش دارند. او همچنین از مفسران برجستهی فلسفهی اگزیستانسیالیسم بود و آرای نیچه، هایدگر و سارتر را تحلیل و تبیین کرد. در اخلاق، از دیدگاهی مبتنی بر مسئولیتپذیری فردی دفاع میکرد و بر اهمیت انتخابهای آگاهانه و اصیل تأکید داشت. آثار او در فلسفهی احساسات و اگزیستانسیالیسم تأثیر گستردهای داشت و بر مطالعات روانشناسی، نظریههای مدیریت و فلسفهی عملی اثر گذاشت.