فریدون مشیری

نویسنده

شاگرد نیما بود و شاعرِ مردم. نه فقط برای اهل ادبیات، که برای مردم کوچه و خیابان، برای همه‌ی اقشار جامعه شعر می‌نوشت. ساده و سلیس و بی‌آلایش از عشق، درد، امید و آرزوهای انسان‌ می‌گفت. و این را به قول هـ.الف.سایه «از خیام و حافظ آموخته بود.» شعرهایش چنان ساده و صمیمی بود که هرکس با هر دانشی می‌توانست آن را بخواند و لذت ببرد. شعری که پیر و جوان با آن خاطره داشت و چه بسیار شاعرانی که در ابتدای راهشان از روی دستش مشق کرده بودند. بی‌خود نیست که سیمین بهبهانی در اهمیتش گفته بود اصلاً ساده نیست شاعری بتواند نبض افراد یک جامعه را به دست بگیرد: «شعر مشیری بیانی نرم و بی‌گره دارد؛ انگار که روی اسنفج راه می‌رود. کوچکترین دست‌اندازی در کلامش نیست، این همه امتیازی است که به آسانی دست نمی‌دهد. شعر او واژه‌های غریب ادیبانه را برنمی‌تابد؛ چون دمساز لحظه‌های شادی و غم، مستی و هوشیاری، آزادی و گرفتاری، و عشق و وصل و هجران مردم است.»
مشیری با شعری موزون، سیّال و روان، میان شعر کلاسیک و سنت نیمایی پل زده بود. شعری با چشم‌اندازی بسیار گسترده که می‌خواست تجربه‌اش را با خوانندگانی هرچه بیشتر در میان بگذارد. از این منظر، شفیعی کدکنی شاخصه‌ی زبانی مشیری را چنین توضیح می‌دهد: «مشیری می‌کوشد شعرهایش را به طبقه‌ی وسیع‌تری از جامعه‌ عرضه کند که حوصله‌ی جست‌وجو و کوشش برای گشودن رمزهای شعر شاعران تندرو و افراطی را ندارد، یا دست کم موازین پسندش هم‌چنان از شعر سنتی سرچشمه می‌گیرد.» 
مشیری از سال 1332 تا 1351 مسئول صفحه‌ی شعر و ادب مجله روشنفکر بود و بسیاری از بزرگ‌ترین شاعران معاصر را در همین صفحه به خوانندگان شعر معرفی کرد. «کوچه» شعر کم‌نظیر او نیز اولین‌بار در همین صفحه منتشر شد و در مدت اندکی به یکی از محبوب‌ترین شعرهای تاریخ معاصر ما بدل شد. شعری که کمتر کسی پیدا می‌شود آن را برای یک‌بار هم که شده نشینده یا نخوانده باشد. از سوی دیگر او در کنار شعر و ادبیات، توجه ویژه‌ای به موسیقی اصیل ایرانی نیز داشت. مشیری طی سال‌های 1350 تا 1357 عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت و در کنار هوشنگ ابتهاج و سیمین بهبهانی برای ارتقای برنامه گل‌های تازه کوشید. همچنین کم نیستند اشعار او که با صدای برخی از بزرگ‌ترین چهره‌های موسیقی در حافظه‌ی ما ثبت شده‌اند. از محمدرضا شجریان و شهرام ناظری گرفته تا علیرضا قربانی و همایون شجریان و محسن نامجو و دیگران به سراغ اجرای آثار او رفته‌اند. اشعاری با نحو روان و نزدیک به زبان معیار، بیان یک‌دست و امروزی، با استقلال بیت‌ها و بندها، و پرهیز از سکته‌های وزنی و لغات نامأنوس که بسیار مناسب تصنیف و اجرای موسیقی هستند... اما شاید یکی از بزرگ‌ترین جنبه‌های محبوبیت عامه‌ی مشیری را باید در وطن‌دوستی و شیفتگی‌اش به فرهنگ ایران جست. چنان‌که احمدرضا احمدی می‌گوید: «مشیری از سال 57 به این‌سو به شاعر وطن تبدیل شد.»  

 

کتاب‌ها
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌
‌