نویسندهای که راههای عرفانی و درونی را در ادبیات غرب زنده کرد. در 1877 در آلمان متولد شد، اما بیش از آنکه به ریشههای ملی خود پایبند باشد، به جستوجوی حقیقت درونی پرداخت. رمانهایش مثل «دمیان»، «سیدارتا» و «گرگ بیابان» نه روایتهای معمولی، بلکه سفرهایی به درون ذهن و روح بودند. او از روانشناسی یونگ تأثیر گرفت و شخصیتهایش را در برابر تضادهای درونی و جستوجوی معنا قرار داد. آنچه هسه را متمایز میکند، زبان ساده اما تأملبرانگیز او و پرسشهای بنیادینی است که مطرح میکند. او نه پاسخ میدهد، نه راهحلی ارائه میکند، بلکه خواننده را به سفری شخصی میکشاند. شاید همین ویژگی بود که جایزه نوبل ادبیات را در 1946 برایش به ارمغان آورد.