امیررضا کوهستانی

نویسنده

در میان اولین کارهایش نمایشی بود با نام «رقص روی لیوان‌ها». در ابتدای دهه‌ی هشتاد اجرا شد و ماجرای ساده‌ای داشت؛ روایتی از دختر و پسری بود که قرار بود با هم رقص تمرین کنند. به هر حال باید اعتراف کرد که زیبایی‌شناسی «رقص روی لیوان‌ها» بسیار متفاوت از آثار آن دوره بود. روی صحنه آدم‌هایی را تماشا می‌کردی که به دور از ادا و اطوار و ژست‌های اغراق‌آمیز نمایش‌های آن دوره روی صحنه نشسته بودند و با یکدیگر حرف میزدند و سادگی فرم اجرایش هیچ از تماشایی بودن نمایش کم نمی‌کرد. سال‌ها بعد هم با نمایش سالگشتگی در تالار شمس دوباره به رقص روی لیوان‌ها بازگشت و ادامه‌ی سرنوشت آن کاراکترها را روایت کرد. گاهی فکر می‌کنم شاید بهترین توصیف برای فراز و نشیب کارنامه‌اش عنوان همان اثر باشد: رقص روی لیوان ها! که خب کار راحتی نیست اما امیررضا کوهستانی نویسنده و کارگردانی است که توانسته در طی دو دهه‌ی اخیر با آثارش به زیبایی روی لیوان‌های شیشه‌ای و شکننده‌ی تئاتر ایران برقصد.
او در رشته‌ی کارگردانی سینما تحصیل کرد و بعدها در دانشگاه منچستر انگلستان به تحصیل در مطالعات تئاتر پرداخت. از همان کارهای اولش توانست توجه منتقدان و فعالان تئاتر را به خود جلب کند. چه قصه‌های درگوشی که در سال 78 در جشنواره فجر به روی صحنه رفت، چه رقص روی لیوان‌ها که در جشنواره‌های اروپایی مورد توجه قرار گرفت و چه آثار دیگری که در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد در گروه تئاتر «مهر» ساخت، همگی نویدبخش ظهور نویسنده و کارگردانی خوش ذوق و خلاق بودند. بعدها نمایشنامه‌ای اقتباسی با نام تجربه‌های اخیر نوشت. ‍‍‍‍‍پس از آن به نگارش کارهای دیگری چون در میان ابرها، خون خشک و سبزی تازه و کوارتت مشغول شد و هرکدام را در فستیوال‌های اروپایی به روی صحنه برد. در کنار فعالیتش در حوزه‌ی تئاتر فیلمنامه‌ی پذیرایی ساده را به صورت مشترک با مانی حقیقی نوشت. این فیلم در شصت و دومین جشنواره‌ی فیلم برلین برنده‌ی جایزه نتپک شد.
بدون شک نمی‌توان تاثیر نمایش‌های آوانگارد او را بر جریان تئاتر معاصر ایران نادیده گرفت. اجراهای او عاری از میزانسن‌ها و ژست‌های پیچیده است و در عین حال بیان شخصی ویژه و منحصر به فرد خود را دارد. امیررضا کوهستانی نیاز ندارد تا با دیالوگ‌های استعاری و یا زیاده‌گویی مخاطبش را سرگرم معنا کند. زبان نوشته‌هایش به سادگی میل می‌کند اما در همین آرایش ساده‌ی درام‌هایش، زخم‌هایی عمیق از دل و جان کاراکترها بیرون می‌زند و مخاطب را با خود همراه می‌کند.

 

کتاب‌ها