با نخستین اثر خود، که تحلیلی دربارهی مفهوم «اشتیمونگ» در آثار هایدگر بود، رویکردی دروننگرانه را به فلسفه معرفی کرد. اما از سال 2005، رویکرد خود را به سمت تحلیل ساختارهای اجبار و قدرت برد. آثار هان تصویری از جامعهی مدرن ترسیم میکند که در آن، فشارهای نامرئی و خودکنترلی جایگزین سلطهی آشکار شدهاند. تحلیلهای او از نظامهای قدرت، بهرهکشی روانی، و تأثیرات فناوری بر زیست انسانی، بر گفتمانهای فلسفی، اجتماعی و سیاسی معاصر تأثیر بسزایی داشته است.