«تاریخ یک پسزمینه است در کارهای من. دوست دارم داستانهایم در بزنگاههای تاریخی شکل بگیرند. آدمها در حالت عادی شخصیتهای مشابهی دارند و مثل هم هستند، اما در بزنگاهها و نقاط بحرانی است که شخصیتها بروز پیدا میکند و میتوان خود یا دیگری را شناخت. بنابراین برخلاف اینکه سالهاست میگویند داری قصهی تاریخی مینویسی، اینها قصههاییست تاریخمند. از تاریخ بهره گرفته؛ تا ادبیات، رنگارنگ شود.» اینها کلمات رضا جولایی داستاننویس سرشناس ایرانی است. او همانطور که خودش اشاره میکند همواره در میان خوانندگان آثارش به نگارش داستانهای تاریخی شهرت داشته؛ هرچند آنطور که از آثار ماندگارش پیداست تاریخ تنها سکویی برای پرش و صعود قصههای خواندنی او بوده است. او در این سالها توانسته با روایتهای چندلایه در داستانهایش و همچنین نثر منحصر به فرد خود، در میان مخاطب فارسی زبان محبوبیت بسیاری پیدا کند.
رضا جولایی در محلهی امیریه تهران زاده شد. از کودکی با شاهنامهخوانیهای پدربزرگش خو گرفت و رفته رفته با خواندن آثاری همچون «جنگ و صلح» و «شازده احتجاب» با ادبیات انس گرفت. او در چهاردهسالگی پا به دنیای قصهها گذاشت و اولین رمان خود را نوشت. بعدها که زمان تحصیلش در دانشگاه فرا رسید، در رشتهی پزشکی دانشگاه شیراز پذیرفته شد. هرچند مدتی بعد، از پیگیری این رشته دست کشید و به تحصیل در رشتهی اقتصاد پرداخت. اولین قصههای رضا جولایی در اوایل دههی پنجاه و در مطبوعات مختلف، از جمله مجلهی فردوسی به چاپ رسید اما نخستین کتاب او چند سال پس از انقلاب با عنوان «حکایت سلسلهی پشت کمانان» به انتشار درآمد.
رضا جولایی هماکنون به عنوان یکی از پرکارترین نویسندههای ادبیات معاصر ایران شناخته میشود. او به واسطهی داستانهایش توانسته جوایز بسیاری را از آن خود کند. لوح زرین و گواهی افتخار بهترین مجموعه داستان بعد از انقلاب برای کتاب «جامه به خوناب»، جایزهی احمد محمود در سال 1396 برای رمان «یک پروندهی کهنه» و جایزهی ادبی یلدا در سال 1381 برای مجموعه داستان «بارانهای سبز» تنها شماری از جوایز و افتخاراتی است که رضا جولایی در کارنامهی خود دارد.