علی‌اصغر بهرامی

مترجم

خودش می‌گفت همیشه کرم کتاب بوده. از همان بچگی روزنامه می‌خوانده و بعداً در 10-12 سالگی‌اش می‌رفته از آقای ولادی‌نامی کتاب اجاره می‌کرده شبی یک قران، که روی پشت بام زیر نور ماه بخواند. اما پدرش که معلم بوده، مخالف چنین کتاب‌هایی بوده: «پدرم فکر می‌کرد ادبیاتی که می‌خوانم زندگی را نابود می‌کند، شاید هم حق داشت، نمی‌دانم، به هر حال ما که در آن گیر کردیم.» علی‌اصغر بهرامی که روزگاری می‌خواست روزنامه‌نگار شود، با کودتای 28 مرداد و سقوط دکتر مصدق عطای این آرزو را به لقایش بخشیده. پس از آن بوده که تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی در شیراز گذرانده و بعد هم در زمینه‌ی تدریس زبان انگلیسی به سیدنی رفته... همیشه می‌گفت می‌خواسته که تبدیل به «شاعر کبیر»ی بشود اما مترجم متوسطی از آب درآمده! 
بهرامی را خیلی‌ها با ترجمه‌هایش از کورت ونه‌گوت و جی. جی بالارد می‌شناسند. او بود که اولین‌بار ونه‌گوت را با «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» به فارسی‌زبان‌ها شناساند. کتابی که به گفته‌ی مترجمش در دست چند ناشر چرخید و کسی آن را نمی‌خواست. تا این‌که منتشر شد و همه را با نبوغ ونه‌گوت آشنا کرد. 
‌از بهرامی علاوه بر این‌ها چنده ده عنوان کتاب از جمله «در طلب زرتشت»، «اساطیر مشرق‌زمین»، «کابوس «بی در کجا»، «همه چیز فرو می‌پاشد» و ... به‌جا مانده است.

 

 

کتاب‌ها