نوری بیلگه جیلان با قابهای ایستا و روایتهای آرام، سفری به درون انسان و طبیعت میسازد. هر فیلم، تصویری از تنهایی، گذر زمان و گفتوگوهای درونی است. دوربین، سکوت را دنبال میکند، چهرهها را میکاود و چشماندازها را به خاطره تبدیل میکند. داستانها در مرز میان زندگی و رویا جریان دارند، کلمات کم میشوند و تصویر، جای آنها را میگیرد. او با نور، سایه و فاصلهها کار میکند، شهرها و روستاها را بوم نقاشی خود میسازد. از نخستین قابها تا آخرین تصویر، سینمایش یادداشتی نانوشته بر حاشیهی زندگی است.