ویکتورامیل فرانکل از نوجوانی به انسان و ذهن او علاقه نشان داد و در دانشگاه وین پزشکی خواند. در سالهای بعد، روانپزشکی و عصبشناسی را دنبال کرد و به مطالعهی افسردگی و پیشگیری از خودکشی پرداخت.
در دههی 1940، همراه با خانوادهاش به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شد. همسر، پدر و مادرش را از دست داد. در سختترین شرایط، به مشاهدهی رفتار انسانها پرداخت و به این باور رسید که معنا، حتی در تاریکترین لحظات، راهی برای ادامهی زندگی است.
پس از جنگ، به وین بازگشت و کتاب «انسان در جستجوی معنا» را نوشت. در این کتاب، تجربیات خود را در اردوگاهها روایت کرد و رویکردی درمانی ارائه داد که بعدها به نام معنادرمانی شناخته شد. سالها در دانشگاه تدریس کرد، سفرهای بسیاری رفت و سخنرانیهای متعددی انجام داد. آثارش به زبانهای گوناگون ترجمه شد و بر نسلهای بعد تأثیر گذاشت.