
صنم سامانیان: جایزه پریتزکر بر وجه انسانی معماری تأکید دارد؛ آیا دریافت این جایزه از آن زمان تاکنون تغییری در معماری شما ایجاد کرده است؟
هانس هولاین: [پریتزکر] مهمترین جایزهی معماری است؛ نوبل معماری است. من آن زمان هفتمین برنده جایزه بودم و جایزه داشت بهتدریج به مهمترین جایزه معماری تبدیل میشد. در واقع، شاید من آخرین برنده پریتزکر بودم که مجسمهای از هنری مور دریافت کرد.
[به مجسمهای که روی طاقچه قرار دارد اشاره میکند]
برای من قطعاً مهم بود، اما پیش از آن جوایز بسیار مهم دیگری هم برده بودم.
صنم سامانیان: کدام جایزه برایتان خاطرهانگیزتر بوده است؟
هانس هولاین: نخستین ساختمان من، یک فروشگاه شمع در وین، سه ماه پس از افتتاحش برنده یک جایزه شد. مبلغ جایزه 25 هزار دلار بود؛ مبلغی که از هزینه ساخت خود ساختمان بیشتر بود. من بابت طراحی آن فروشگاه دستمزد زیادی نگرفته بودم، بنابراین این جایزه کمک بزرگی بود. از طرفی، مردم هم واقعاً شگفتزده شده بودند که ممکن است برای یک ساختمان جایزهای بگیری که ارزش مالیاش از خود ساختمان بیشتر باشد.
صنم سامانیان: برایم بگویید چرا معمار شدید.
هانس هولاین: کار در حوزه معماری را خیلی زود شروع کردم. وقتی در شیکاگو بودم، علاقه زیادی به آسمانخراشها داشتم و ایدههای تازهای درباره آنها در ذهنم بود. در سال 1964، دفتر شخصی خودم را تأسیس کردم؛ یک سال پیش از آنکه نخستین سفارش طراحیام را به پایان برسانم. و بعد، البته، چندان طولی نکشید که جایزه پریتزکر را به من دادند.
صنم سامانیان: آیا دریافت جایزه با پروژه خاصی همزمان بود؟
هانس هولاین: همانطور که میدانید، پریتزکر به خاطر یک ساختمان مشخص اعطا نمیشود، اما من درست بعد از اتمام موزه آبتیبرگ این جایزه را دریافت کردم. در آن پروژه سعی کردم رویکرد تازهای به معماری داشته باشم و فکر میکنم پریتزکر از همین رویکرد تجلیل کرد؛ همانطور که از فرنک برای موزه گوگنهایم بیلبائو در اسپانیا تجلیل شد.
صنم سامانیان: آیا این جایزه چیزی را در شیوه کارتان بهعنوان معمار تغییر داد؟
هانس هولاین: باعث دلگرمی شد. بلافاصله تصمیم گرفتم یک دفتر بسیار بزرگ و گسترده راه بیندازم.
صنم سامانیان: چطور این کار را انجام دادید؟
هانس هولاین: ارتباط بسیار خوبی با ایالات متحده برقرار کردم و سعی کردم در نقاط مختلف جهان ساختمان طراحی کنم.
صنم سامانیان: هنر چطور؟
هانس هولاین: در دوسالانهی ونیز، نخستین باری که در آن شرکت کردم، بهعنوان هنرمند حضور داشتم، نه معمار؛ این مربوط به مدتها پیش از آن بود که کار حرفهای معماری را آغاز کنم. من نمایندهی اتریش در حوزهی هنر بودم.
صنم سامانیان: این نقش چه تأثیری بر فعالیت حرفهای شما در معماری گذاشت؟
هانس هولاین: من همیشه سعی کردهام معماری را از دریچه هنر ببینم. هنر پیوندی است میان یک دوره و دورهی بعد. هنر مدرن تأثیر زیادی بر معماری پستمدرن گذاشت.
صنم سامانیان: درست است. بهخصوص در آثار شما، به نظر میرسد نوعی پیوند میان معماری سنتی و پستمدرن وجود دارد. فکر میکنید این مسئله به این دلیل است که آموزش شما به شیوهای سنتی بود و در دوران پستمدرن به فعالیت پرداختید؟
هانس هولاین: سالهای تحصیل من در آکادمی هنرهای زیبای وین، مؤسسه فناوری ایلینوی و دانشگاه برکلی گذشت. در برکلی دوره کارشناسی ارشدم را به پایان رساندم. آن زمان، رویکردی بسیار آیندهنگر بر آنجا حاکم بود. در عین حال، تأکید زیادی هم بر معماری سنتی و ارزشهای آن وجود داشت. همچنین به یاد دارم که در دوران تحصیلم در آکادمی هنرهای زیبای وین، گروه کوچکی وجود داشت که گرایش بسیار جالبی به تبادل میان رویکردهای شرق و غرب داشت.
صنم سامانیان: چه نوع تبادلی؟
هانس هولاین: ایدهها.
صنم سامانیان: شما چطور در این جریان مشارکت میکردید؟
هانس هولاین: به سوئد رفتم؛ کشوری که در آن زمان در معماری بسیار پیشرو بود و از طرفی از جنگ هم آسیب ندیده بود. وین شهری ویرانشده بود. آن زمان دسترسی به اطلاعات به آسانی امروز نبود. منظورم این است که کتاب و مجله وجود داشت، اما من از این طریق سعی میکردم در چارچوب برنامه آموزشی سنتی باقی نمانم.
صنم سامانیان: چطور معماری غیرسنتی را دنبال میکردید؟
هانس هولاین: با بررسی چگونگی شکلگیری شهر و اینکه معماری چگونه میتواند در آن مداخله کند.
صنم سامانیان: شهر مشخصی را هم مدنظر داشتید؟
هانس هولاین: لندن و توکیو را بررسی کردیم؛ نیویورک نه، اما شیکاگو را بررسی کردیم؛ و البته وین را هم مطالعه کردیم.
صنم سامانیان: این روزها چطور معماری را بررسی میکنید؟ روش خاصی دارید؟
هانس هولاین: مینشینم و فکر میکنم. بستگی دارد به پروژه، سایت مشخص و شرایط خاص آن.
صنم سامانیان: هنوز از آن لذت میبرید؟
هانس هولاین: بله. من هیچوقت نمیخواستم معماری باشم که ساختمانهایش را هر جای دنیا که شد رها کند؛ میخواستم موقعیت ساختمان را درک کنم، رابطهاش را با سایت، تاریخ و فرهنگ مردم بفهمم. به همین دلیل در کشورهای مختلف و میان تمدنهای گوناگون ساختمان ساختهام.
صنم سامانیان: پروژههایتان را چطور انتخاب میکنید؟
هانس هولاین: خب، مسئله پیچیدهای است. در ایالات متحده، کارفرما به سراغ شما میآید و میخواهد ساختمانی از شما داشته باشد. اما بسیاری از ساختمانهای مهم در اروپا، حتی اگر با سرمایه خصوصی ساخته شوند، باید از طریق یک مسابقهی عمومی انتخاب شوند. در اروپا برای گرفتن سفارش مستقیم مشکل دارم. ، در عوض در ایالات متحده فرصتهای بهتری وجود دارد؛ چون کارفرما و معمار پیش از شروع کار با یکدیگر دیدار میکنند و درباره پروژه صحبت میکنند. در قالب مسابقه، شما هیچوقت از قبل کارفرما را ملاقات نمیکنید.
صنم سامانیان: شما دوران حرفهای طولانی و موفقی در معماری داشتهاید. به نظر خودتان در سی سال گذشته چه چیزهایی تحول پیدا کردهاند؟
هانس هولاین: خب، یکی از چیزها حجم اطلاعات است. سی سال پیش ممکن بود کاملاً اتفاقی کسی مثل فیلیپ جانسون را در دفتر یک مجله ببینید و بعد از آن ارتباطاتی شکل بگیرد. بنابراین فکر میکنم دسترسی به اطلاعات همهچیز را تغییر داده است. علاوه بر این، بهنوعی زمان هم سریعتر شده است، اگر این حرف معنایی داشته باشد.
صنم سامانیان: زمان نسبی است. متوجه منظورتان میشوم.
هانس هولاین: گاهی هم کند میشود، اینطور نیست؟ بسته به شرایط فرهنگی و اقتصادی یک مکان. فکر میکنم وقتی از زادگاهتان دور میشوید، زمان هم تغییر میکند.
صنم سامانیان: این موضوع چالشبرانگیز بود؟
هانس هولاین: بله. من از همان اوایل جوانی سعی کردم از زادگاهم خارج شوم. به مدت دو سال در کشورهای اسکاندیناوی و ایالات متحده سفر کردم. نخستین کرسی استادی من در ایالات متحده و آکادمی وین بود. آن زمان ارتباطات از راه دور بسیار پرهزینه بود.
صنم سامانیان: بهعنوان یک معمار حرفهای و استاد دانشگاه فکر میکنید آموزش معماری امروز چیزی کم دارد؟
هانس هولاین: در آمریکای شمالی، دانشگاههای بسیار خوبی وجود دارند و در کنار آنها دانشگاههایی هم هستند که چندان خوب نیستند. به دلیل ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، بعضی از دانشجویان امروز اطلاعات بسیار گستردهای دارند. فکر میکنم در اروپا هم همینطور باشد.
صنم سامانیان : آیا معمارانی بودهاند که شما را تحت تأثیر قرار داده و الهامبخشتان باشند؟
هانس هولاین: وقتی در شیکاگو بودم، میس فن در روهه واقعاً الهامبخش من بود. شاید یکی از دلایلی که به شیکاگو رفتم، او بود. آن زمان در اروپا فقط یک کتاب دربارهی آثار او وجود داشت.
صنم سامانیان: معماران معاصری هستند که از کارشان لذت ببرید؟
هانس هولاین: دوستان زیادی از نسل خودم در ایالات متحده که بسیاری از آنها را بهخوبی میشناسم.
صنم سامانیان: اگر به ساختمانهایی که طراحی کردهاید نگاه کنید، ساختمانی هست که آن را بیشتر از بقیه دوست داشته باشید؟
هانس هولاین: این مثل این است که از یک پدر یا مادر بپرسید کدامیک از فرزندانشان را بیشتر دوست دارند.
صنم سامانیان: میدانم. تفاوتش این است که شما احتمالاً میتوانید صادق باشید، در حالی که والدین نمیتوانند.
[چند دقیقه میخندد]
هانس هولاین: چند پروژه و ساختمان کلیدی وجود دارند که متأسفانه هیچوقت ساخته نشدند. [گرچه] حسرت هیچ کدامشان را نمیخورم. فروشگاه شمع در وین برایم بسیار عزیز است. همچنین روی یک موزهی گوگنهایم در عراق کار کردم که متأسفانه هیچوقت ساخته نشد.
صنم سامانیان: پروژهای هست که هنوز هم دوست داشته باشید انجام دهید؟
هانس هولاین: دوست دارم یک قلعهی قرونوسطایی را تغییر کاربری بدهم تا برای انواع کاربریهای عجیبوغریب، مثلاً موزه، آمفیتئاتر یا سالن کنسرت، مورد استفاده قرار بگیرد.
صنم سامانیان: فکر میکنید پروژههایتان، فضاهایی که خلق میکنید، چه تأثیری بر مردم میگذارند؟
هانس هولاین: در دهمین سالگرد یکی از ساختمانهایم، آدمها ــ بچهها، معلمها و والدین بچهها ــ نزد من میآمدند و میگفتند که در طول این سالها، هرکدام به شیوهای از ساختمان لذت بردهاند. این برای من بسیار مهم بود. روز فوقالعادهای بود و گواهی بود بر اینکه یک ساختمان چه تأثیری میتواند بر زندگی مردم داشته باشد.
منبع:
In 2009 Interview, Hans Hollein Reflects on His Career and How the Pritzker Changed His Architecture