
در پنج سالگی، گیاه داوودی وحشی به چشمش رفت و بیناییاش را از دست داد. مادر هم دست دختر کوچکش را گرفت و از خوی به تهران مهاجرت کرد و در خانهای در دروازه دولت زندگی جدیدشان را شروع کردند.
آنها روزگار خود را با تمیز کردن، خشکاندن و ترکیب گیاهان دارویی میگذرانند؛ از طریق همین گیاهان است که رابطهای میان دختر و جهان اطراف شکل میگیرد؛ خواص این گیاهان است که دنیای ذهنی دختر را عینیت میبخشد. در طول هفده سال نابینایی فقط دو بار از خانه خارج شده و تنها ارتباطش با دنیای بیرون، مادرش است و صداهایی است که از کوچه میآید. روز و شبهای مادر و دختر با خیال و تصویرهای کوتاهی که از تغییرات اجتماعی آن سالها در بیرون خانه اتفاق میافتد، میگذرد. مادر زندگی را برای دختر تعریف میکند، با صدای مادر است که تاریخ جان میگیرد، حکیمان درباره جهان، هستی و نیستی حرف میزنند و عاشق به معشوق میرسد. تا اینکه روزی خاله اعظم خلوت مادر و دختر را بهم می ریزد و با بردن آنها به دنیای بیرون درک دختر را از جهان تغییر می دهد.
این خلاصهای از رمانی است که چندی قبل به ایتالیایی ترجمه شد و در دوران جنگ چهلروزه در ایتالیا منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت. نشر پولیدورو در سال 2024 حق ترجمه و انتشار «راهنمای مردن با گیاهان دارویی» نوشتهی عطیه عطارزاده را از نشرچشمه خرید. گفتنی است همزمان با چاپ چهارم این کتاب در ایتالیا، چاپ پنجاهم این رمان در نشرچشمه منتشر شده است.