خانواده‌ی فرهنگی چشمه /چشمه‌خوان / یادداشت

تلاش برای ماندن در پیله‌ای امن

نقد و بررسی رمان سرزمین کوچک
۲ آبان ۱۴۰۵
نویسنده:
آنیسا هیگینز
مترجم:
پارمیدا کریمان
share
share
close
تلاش برای ماندن در پیله‌ای امن

کم پیش می‌آید کتابی را انتخاب کنید که از همان صفحات نخستین شما را تحت تاثیر قرار دهد و تا آخرین لحظه میخکوب‌تان کند و تصویری فراموش نشدنی ازغیرمتعارف‌ترین تجربیات انسان در ذهن‌تان باقی بگذارد.
سرزمین کوچک چنین کتابی است؛ رمانی درباره‌ی بلوغ که داستانش در بُحبوحه‌ی واقعیت‌های تلخ و بی‌رحمانه‌ی جنگ داخلی و نسل‌کشی روآندا در سال 1994 روایت می‌شود.
گئل فی شاعر، موسیقیدان و رمان‌نویس فرانسوی-روآندایی ما را به بوروندی دوران جوانیش در اوایل دهه 1990 می‌برد، جایی که راوی جوانش گابریل کودکی آرام خود را می‌گذراند و بیهوده می‌کوشد تا مانع دخالت‌های اجتناب‌ناپذیر واقعیت‌های بی‌رحم دنیای بزرگسالان شود.گئل فی ماهرانه معصومیت جوانی و آغاز احساسات بزرگسالانه را به تصویر می‌کشد.
رمان، با صحنه‌ی بزرگسالی گابریل آغاز می‌شود که در حومه‌ای بی‌نام و نشان از فرانسه زندگی می‌کند و توسط خاطرات کودکی‌اش در آفریقا احاطه شده است و با ایده‌ی بازگشت به چشم‌انداز جوانی‌اش دست و پنجه نرم می‌کند.
با پیشروی رمان خوانندگان دوران کودکی را از دریچه‌ی نگاه گابریل ده‌ساله تجربه می‌کنند که در محیطی دلپذیر و دور از وطن در کشور بوروندی زندگی می‌کند.
گابریل جوان و دوستانش روزهای خود را با مخفیانه سیگار کشیدن و انبه کِش رفتن می‌گذراندند و در این رویا غرق می‌شوند که مانند برادرها وفاداری‌شان به یکدیگر هیچگاه زیر سوال نمی‌رود.
اما همیشه احساسی شوم و تهدیدآمیز روی دنیای کوچک گابریل سایه می‌اندازد ؛ گابریل از همان ابتدا دربرابر هر تلاشی برای پیدا کردن یک هویت معین و گنجاندن خود در چارچوب‌هایی که برای بزرگسالان اطرافش مهم به نظر می‌رسید مقاومت می‌کرد، او نیز مانند دوستانش بین دو جهان زندگی می‌کرد؛ یکی جهان اروپایی پدر فرانسوی‌اش و دیگری جهان آفریقایی مادر روآندایی‌اش و نگرش‌های پدرسالارانه و استعمارگرایانه، همراه با نژادپرستی‌های آشکار و پنهان پیرامونش را فرا گرفته بود.
مادر گابریل یک توتسی بود، پناهنده‌ای که از کشتار و قتل‌عام در زادگاهش روآندا گریخته و همواره در بوروندی احساس ناآرامی و بیگانگی می‌کرد.
گابریل می‌دانست که دیر یا زود به همراه دوستانش مجبور خواهند شد که خود را به یکی از چارچوب‌‌ها تحت عنوان آفریقایی-فرانسوی یا هوتو-توتسی محدود کند.
درحالیکه تنش بین والدین گابریل جوان شدت می‌گرفت و بزرگسالان درباره‌ی جنگ و ناآرامی صحبت می‌کردند گابریل با دوست مکاتبه‌ای فرانسوی‌اش نامه رد و بدل می‌کرد و آرامش را در کتاب‌هایی که همسایه‌ی یونانی‌اش به او قرض داده بود می‌یافت، همسایه‌ای که گابریل همراه با دوستانش با بی‌خیالی به درختان انبه‌اش حمله می‌کردند.
در همان حین در بوروندی کودتای نظامی رخ می‌دهد و به دنباله‌ی آن خشونت و مقررات منع رفت‌و‌آمد آغاز می‌شود و به موازات وضعیت در روآندا نیز بحرانی می‌شود و گابریل از نزدیک دشمنی میان قوم‌های توتسی و هوتو را لمس می‌کند، دشمنی که در نهایت خانواده‌ی مادرش را نابود می‌کند. گابریل درمی‌یابد هرچقدر هم که اجتناب کند در نهایت باید به یکی از این دو گروه بپیوندد، چون این پیوستن اتفاقی است که با آن متولد شده و تا ابد همراه او می‌ماند.
دوران کودکی گابریل با رفتن مادر به دنبال خانواده‌ی قتل‌عام شده‌اش پایان می‌یابد و گابریل ناچار می‌شود که با ترس‌های خود روبه‌رو شده و شاهد وحشت جنگ و نسل‌کشی باشد.
قدرت این کتاب کوچک در سادگی و روانی متن و مهارت نویسنده در بیان داستان از دیدگاه یک کودک است و بیش از هرچیزی به نسل‌کشی روآندا؛ فاجعه‌ای هولناک در قرن بیستم  می‌پردازد.
کتاب سرزمین کوچک رهبران و علل سیاسی و تاریخی‌ای که منجر به نسل‌کشی شدند را واکاوی نمی‌کند و سرشار از خونریزی و تلخی نیست اما نفرت و خشونت دائما در پس‌‍زمینه‌ی داستان حضور دارند و با نزدیک شدن به پایان داستان ناگریز به سطح می‌آیند. در عوض این کتاب نشان‌دهنده‌ی روایتی تکان‌دهنده از تاثیرات روانی و عاطفی نسل‌کشی بر خانواده‌ای است که گریبان‌گیر آن هستند، اما در نهایت آن‌چه در ذهن خواننده باقی می‌ماند تصویری زیبا از طبیعت سرسبز دوران کودکی راوی و تلاشش برای ماندن در پیله‌ی آشنا و امن است که او را از گزند اطراف در امان نگه می‌دارد.
کتاب سرزمین کوچک لحظات زیبایی را برای ما می‌سازد و این حس را برمی‌انگیزد، که شاید ما مثل گابریل از دوران کودکی خود هجرت کرده باشیم اما هنوز می‌توانیم بخش‌های کوچکی از آن را در خیال خود زنده کنیم.

 

مطالب مشابه