
آنها تشنهی خون ما بودند و
ما تشنهی آزادی
رویارویی ما در جغرافیایی اینچنین بود
تختهایی فرسوده
پتوها
و دیوارهایی خونی
ما
و ساسها
در زندگی مشترک
حبس میکشیدیم.
(شعر ساس از مجموعه شعر «مرثیهای برای گلهای پژمرده»)
شاعری بود که فیلم میساخت، اما خودش میگفت دنیای ما بیش از شاعر و نویسنده و هنرمند به مبارز نیاز دارد. پس عجیب نبود که لحظهای از اعتراض پا پس نکشید و حاضر برای احقاق حقوق خودش هزینههای بزرگی را متقبل شود. بکتاش آبتین سالها غزل مینوشت؛ با همان نام شناسنامهای خودش: مهدی کاظمی. اما وقتی که شعر کلاسیک را رها کرد و دست به تجربههای آزاد زد، نام دیگری هم برای خود دست و پا کرد. شعرهای او نیز ادامهی همان نگاه انتقادیاش در جامعه بود. با زبانی آمیخته به طنازی و کنایه که او را به شاعری تلخاندیش بدل کرده بود. او که سالها عضو کانون نویسندگان ایران بود، چندین بار بازداشت شد. پرترههای بسیاری از چهرههای فرهنگی ما ساخت که از آنها میتوان به آثاری دربارهی «لوریس چکناوریان»، «فرهاد فخرالدینی» «فریبرز رئیسدانا»، «ناصر زرافشان»، «علیاکبر معصومبیگی» و «علیشاه مولوی» اشاره کرد. او چند مستند هم ساخت که شناختهشدهترین آنها «پارک مارک» به جشنوارههای خارجی هم راه یافت و در بازار بینالمللی جشنواره کن حضور داشت. بکتاش آبتین که از سال 99 محکومیت شش سالهی خود را در زندان اوین سپری میکرد، در بعدازظهر 18 دی 1400 بر اثر شدت ابتلا به بیماری کرونا در بیمارستان ساسان تهران جان باخت. او همچنین برای فعالیتهای ادبی و مقاومتش جایزهی انجمن قلم آمریکا موسوم به جایزه «آزادی قلم» را در سال 2021 دریافت کرد.
در قنداقی سفید
دست و پا میزدم
لای ملافههایی سفید
عشقبازی میکردم
و در کفنی سفید
آرام خواهم گرفت
در دنیایی سیاه
خاطرات سفید میدرخشند.
(شعر خاطرات سفید)