خانواده‌ی فرهنگی چشمه /چشمه‌خوان / یادداشت

مرثیه‌ای برای سودازدگان

۱۶ خرداد ۱۴۰۵
نویسنده:
حیدر مظلوم
share
share
close
مرثیه‌ای برای سودازدگان

داستان «پرکشیدگان» از چهارم فوریه‌ی 1912 آغاز می‌شود. یکی از مهم‌ترین روزها در صنعت هوا و پرواز جهان.
 فرانتس رایشلت، خیاط مهاجر، روی نرده‌های طبقه‌ی اول برج ایفل ایستاده و تمام امیدش را درون محفظه‌ای بر دوش کشیده و رویایی را در سر می‌پروراند. می‌خواهد اختراعش را به دنیا نشان دهد، می‌خواهد با پروازش بر فراز برج ایفل خودش را در تاریخ جاودان کند. اما از آن‌چه که بنا بود برای او لحظه‌‌ای تاریخی به‌شمار برود چیزی نمانده مگر کلیپی چنده ثانیه‌ای که لحظه‌ی سقوطش را ثبت کرده است. این کلیپ از نخستین مرگ‌های ثبت شده در دوربین فیلمبرداری است.
فرانتس رایشلت، هم خیاط بود هم مخترع. جسور بود اما خوش‌شانس نبود. لقبی که به او داده شد این بود: خیاط پرنده.  این خیاط جسور بدشانس در تلاش برای توسعه‌ی نوعی چتر نجات بود که بتواند جان خلبانان را در صورت سقوط نجات دهد. ایده‌ی او طراحی یک لباس خاص بود که هنگام سقوط باز شده و فرد را به آرامی به زمین برساند. اما این آرزو برای او به شکلی تراژیک پایان یافت.
رایشلت از ابتدا بدشانس بود. او قبل از پرواز آزمایش‌های متعددی روی آدمک‌ها انجام داد اما نتایج اصلاً امیدبخش نبودند. اما امیدواری مثل خوره به جانش افتاده بود و  نمی‌گذاشت او مایوس شود و او شبانه‌روز  به تلاش‌های خود ادامه می‌داد. رایشلت در سال 1912 موفق شد مجوز پرش از برج ایفل را دریافت کند. مقامات تصور می‌کردند که او قصد دارد از آدمک برای این آزمایش استفاده کند، اما در روز موعود ناگهان تغییر عقیده داد و خودش پرید.
اتی‌ین کرن در نخستین رمانش به سراغ فرانتس رایشلت رفته و از دل چند تصویر و اطلاعات اندکی که از وی یافته زندگی نزیسته‌ای برای فرانتس رایشلت رقم زده است. او با جان بخشیدن به عکس‌های فرانتس و آمیختن روایت این سقوط با  تاملات شخصی، خاطرات، فقدان و سوگواری‌های شخصی خودش  رمانی کوتاه اما عمیق خلق کرده است و با نثر ساده و شاعرانه‌اش مرثیه‌ای برای سودازدگان و شکست‌خوردگان سروده است که با به علم به خطر دست از رویا‌های‌شان نکشیدند. «پرکشیدگان» سوگ‌نامه‌ای همه‌ی کسانی‌ست که از زندگی ما پرکشیدند و یادوخاطره‌شان تا ابد زندگی ما را انباشته است.
سقوط برای کسی که آرزوی پرواز دارد به معنای شکست نیست به معنای لمس آسمان هرچند برای لحظاتی کوتاه است. و شاید حس شیرین این لحظه است که بسیاری از جانباختگان سقوط را با اینکه امید اندکی به موفقیت داشته‌اند جسارت بخشیده تا پا در آزمونی بگذارند که یک سمتش پرواز روح است و یک سمتش پرواز جسم.
 

مطالب مشابه