خانواده‌ی فرهنگی چشمه /چشمه‌خوان / یادداشت

گرامشی، سنت و روشنفکران

یادداشتی درباره‌ی دفتر هشتم دفترهای زندان گرامشی
۳۱ خرداد ۱۴۰۵
نویسنده:
پوریا گل‌شناس
share
share
close
گرامشی، سنت و روشنفکران

در جهان امروز بیش از پیش در عرصه‌ی فرهنگ، رسانه، آموزش و حافظه‌ی تاریخی شاهد یک نبرد سیاسی هستیم و پرسش‌هایی که گرامشی در دفتر هشتم دفترهای زندان طرح می‌کند در دوران ما هنوز پابرجا هستند: چه کسی گذشته را روایت می‌کند؟ سنت چگونه ساخته می‌شود؟ روشنفکران چه نقشی در سازمان‌دهی رضایت اجتماعی دارند؟ و چگونه می‌توان در دل نظم‌های تثبیت‌شده، افق‌های تازه‌ای برای رهایی گشود؟
 یکی از ویژگی‌های متمایز این دفتر توجه گرامشی به مفهوم «سنت» است. سنت در نگاه او صرفاً مجموعه‌ای از باورها و میراث‌ به‌جامانده از گذشته نیست؛ بلکه عرصه‌ای زنده از کشاکش اجتماعی و سیاسی است. بنابراین سنت نه میراثی خنثی یا صرفاً فرهنگی، بلکه عرصه‌ای برای کنش سیاسی است. او نشان می‌دهد طبقات حاکم همواره می‌کوشند با بازتفسیر گذشته و تثبیت روایت‌های مطلوب خود از تاریخ، سلطه‌ی خویش را طبیعی و مشروع جلوه دهند. از این منظر، سنت نه چیزی ایستا و موروثی، بلکه میدان نبردی دائمی بر سر معناست؛ نبردی که در آن گذشته برای شکل دادن به آینده بازآفرینی می‌شود. از این رو گرامشی همواره سنت را در پیوند با روایت تاریخی اکنون می‌نگرد و نشان می‌دهد نگاه اکنون به گذشته چگونه محتوای سنت را شکل می‌دهد، نه این‌که سنت به‌خودی‌خود امری معین و ثابت باشد، بلکه روایت امروز همواره آن را دگرگون می‌کند. به همین دلیل سنت میدان نبرد بر سر معناست.
گرامشی که در دفترهای پیشین هم به نقش روشنفکران پرداخته بود، در این دفتر نیز نقش آن‌ها را در پیوند با همین انگاره‌ی سنت، فرهنگ و هژمونی پررنگ می‌کند. بخش چشمگیری از دفتر هشتم به تاریخ روشنفکران ایتالیا، کارکرد اجتماعی آنان و نقش‌شان در سازمان‌دهی فرهنگ اختصاص یافته است. او نشان می‌دهد روشنفکران صرفاً مفسران جهان نیستند، بلکه در ساختن جهان اجتماعی نقش دارند. سنت‌ها، هویت‌های ملی، روایت‌های تاریخی و حتی آن‌چه «عقل سلیم» نامیده می‌شود، محصول فعالیت نهادها و روشنفکرانی است که در دل جامعه عمل می‌کنند. از این‌رو، فهم سیاست بدون فهم نقش روشنفکران ناممکن است. او در بحث درباره‌ی سنت، نقش فرهنگ و آموزش را برجسته می‌کند و هشدار می‌دهد که آموزش اگر جنبه‌ی انتقادی نداشته باشد، به عاملی تبدیل می‌شود برای تکرار سنت‌ها و بازتولید ساختارهای سلطه. بنابراین آموزش اگر از خصلت انتقادی تهی شـود دیگر ابزاری برای رهایی نخواهد بود، بلکه به ابزاری برای تثبیت هژمونی تبدیل می‌شود. همین توجه به پیوند سنت و فرهنگ و نقش روشنفکران، دفتر هشتم را به یکی از مهم‌ترین منابع برای درک نظریه‌ی هژمونی گرامشی تبدیل می‌کند. دیدگاه گرامشی در این یادداشت‌ها نشان می‌دهد که سلطه دیگر صرفاً به معنای اعمال زور نیست. قدرت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که بتواند رضایت اجتماعی بیافریند و ارزش‌ها و نگرش‌های خود را فهم متعارف جامعه تبدیل کند. مدرسه، روزنامه، کلیسا، ادبیات مردم‌پسند، فولکلور و حتی زبان، همگی در این فرایند نقش دارند. به همین دلیل است که او به آموزش، روزنامه‌نگاری، ادبیات عامه‌پسند و فرهنگ روزمره توجه می‌کند و دلیل می‌آورد که عقل سلیم تا حد زیادی ناشی از همین مناسبات فرهنگی است که هژمونی را شکل می‌دهند. نقش روشنفکران نقد این ساختارها و ایجاد امکان ارزیابی انتقادی رویکرد‌های پذیرفته‌شده و غالب است.
یکی دیگر از موضوعات این دفتر اندیشه‌ی ماکیاولی است. گرامشی در بازخوانی ماکیاولی به او صرفاً در مقام یک اندیشمند رنسانسی یا نویسنده‌ی شهریار نمی‌نگرد. او دلیل می‌آورد که در کانون اندیشه‌ی ماکیاولی مسئله‌ی چگونگی شکل‌گیری اراده‌ی جمعی و بنیان‌گذاری یک نظم سیاسی نو جای دارد. او ماکیاولی را اندیشمندی می‌داند که سیاست را از قالب اندرزهای اخلاقی و الاهیاتی بیرون می‌کشد و آن را به عرصه‌ی نیروهای واقعی اجتماعی وارد می‌کند. بحث‌های گرامشی درباره‌ی ماکیاولی با مباحث روشنفکران، دولت و هژمونی پیوندی تنگاتنگ می‌یابد و او می‌کوشد نشان دهد که هر دگرگونی تاریخی پایدار نیازمند نوعی «شهریار نوین» است؛ نیرویی سیاسی که بتواند عناصر پراکنده‌ی جامعه را در قالب یک اراده‌ی ملی ـ مردمی سازمان دهد و از دل سنت‌های موجود، افق تازه‌ای برای آینده بگشاید.
یکی دیگر از درون‌مایه‌های مهم دفتر هشتم، پرداختن به نسبت ساختار و کنش است. گرامشی با تلقی رایج در این‌باره مخالفت می‌کند: او از یک سو منکر جبرگرایی‌ای است که هر گونه عاملیت و اراده‌ی آزاد را از انسان سلب می‌کند و او را اسیر شرایط اقتصادی و اجتماعی می‌داند، و از سوی دیگر منکر اراده‌باوری‌ای است که نقش شرایط تاریخی، اقتصادی و اجتماعی را نادیده می‌گیرد. او در عوض می‌کوشد نشان دهد دگرگونی اجتماعی نه محصول قوانین آهنین تاریخ است و نه نتیجه‌ی اراده‌ی صرف؛ بلکه از دل تعامل پیچیده‌ی نیروهای اجتماعی، فرهنگ، آموزش و آگاهی جمعی پدید می‌آید. بنابراین از رهگذر بحث‌ درباره‌ی این پرسش فلسفی بنیادین، امکان کنش سیاسی را در دل شرایطی بررسی کند که تغییرناپذیر به نظر می‌رسد.
بخش مهم دیگری از این مجلد به مباحث فلسفی اختصاص دارد. گرامشی در گفت‌وگو با هگل، کروچه و جنتیله، و در نقد ماتریالیسم مکانیکی، می‌کوشد تصویری پویاتر از مارکسیسم عرضه کند. او از «فلسفه‌ی پراکسیس» سخن می‌گوید؛ فلسفه‌ای که نظریه و عمل را از یکدیگر جدا نمی‌کند و اندیشه را جزئی از فرآیند تاریخی می‌داند. این یادداشت‌ها نشان می‌دهند که گرامشی چگونه در حال بازسازی مارکسیسمی است که بتواند پیچیدگی‌های جهان مدرن را بهتر توضیح دهد. او همچنین بر پیوند میان نظریه‌های فلسفی و توده‌ها تأکید می‌کند و حتـی شـکل‌های ابتدایـی و ناهماهنگ آگاهی توده‌هـا را نیز واجد حقیقتـی تجربـی و تاریخی می‌داند کـه بایـد فهمیده و بازتفسـیر شـوند. ایـن دیدگاه گرامشی را به سوی نوعی سیاست گفت‌وگویی سوق می‌دهد که در آن روشنفکر نه معلم، بلکه شنونده و میانجی است.
دفتر هشتم همچنین از نظر تاریخی اهمیت دارد، زیرا گرامشی در این دفتر می‌کوشد به انبوه یادداشت‌های پراکنده‌ی سال‌های زندان نظم تازه‌ای ببخشد. بسیاری از موضوعاتی که بعدها در دفترهای دیگر او، از جمله نوشته‌های مربوط به ماکیاولی، روشنفکران و فلسفه‌ی پراکسیس، صورت‌بندی منسجم‌تری می‌یابند، نخستین بار در همین دفتر طرح می‌شوند. روی هم رفته، دفتر هشتم از مجموعه‌ی دفترهای زندان کتابی است درباره‌ی سازوکارهای پنهان قدرت در جامعه‌ی مدرن؛ اثری که نشان می‌دهد سیاست را باید نه فقط در دولت و احزاب، بلکه در مدرسه، روزنامه، ادبیات، فرهنگ و حتی در روایت‌هایی جست که از گذشته برای خود می‌سازیم.

مطالب مشابه