
اگر امروز از نوجوان ایرانی دربارهی هویت فرهنگیاش بپرسند، چه پاسخی خواهد داد؟ ممکن است در گام اول او از ما بپرسد که اصلاً «هویت فرهنگی» چیست؟ که بعد دربارهی ایرانی بودنش پاسخ بدهد.
معمولاً هویت فرهنگی از طریق شیوهی زیست و. زندگی، آیینها و رسمها، نوع نگاه به جهان، سرزمین و خود فرد درک و فهمیده میشود.
حالا باید دید که این هویت فرهنگی را چگونه و از چه طریقی میتوان به نوجوان معرفی کرد. داستانها و قصهها از مهمترین ابزارهای ما برای معرفی هویت فرهنگی و انتقال آن به نسلهای بعدی هستند. برای نوجوان، بهویژه نوجوان امروزی، داستان و قصه میتواند درک ملموستر و عینیتری از مفهومِ بهظاهر پیچیده و نسبتاً انتزاعیِ هویت فرهنگی ارائه بدهد.
در میان داستانها و قصهها، اسطورهها و حماسهها از نقش خاصی برخوردارند. اسطورهها و حماسههای کهن توانستهاند بهخوبی سرچشمههای هویت فرهنگی را در خود حفظ کنند و آن را از لابهلای ویژگیهای شخصیتها، ارزشها، هنجارها و آیینهای روایت شده، چگونگی و چرایی پدیداری رویدادها به نسلهای بعدی انتقال دهند.
در این بین «تاریخ اساطیری ایران» را باید کهنترین و مهمترین روایت موجود برای انتقال هویت فرهنگی-انسانی ایرانی در نظر گرفت. اما پیش از هرچیز خوب است که دربارهی این اصطلاح توضیح بدهیم. اسطورههای ایرانی به شکل تاریخگونهای روایت و در بخشهایی با حماسه ترکیب شدهاند. یعنی در رویدادهای اسطورهای و حماسی ایران رابطههای علت و معلولی تاریخی اهمیت پیدا کردهاند.
تاریخ اساطیری ایران یک دورهی دوازدههزار ساله است که به چهار دورهی سههزار ساله تقسیم میشود. سههزار اول، آفرینش مینوی است. در این سههزار سال هُرمُزد نیروهای مینوی روشن و نیکش را میآفریند و اهریمن نیروهای پلید و بد و تاریکش را پس میاندازد. از پایان این سههزار سال است که نبرد میان خیر و شر آغاز میشود. سههزار سال دوم، آفرینش گیتیئی (مادی) است. در این سههزار سال هُرمُزد گیتی را میآفریند. او نخست آسمان، دوم آب، سوم زمین، چهارم گیاه، پنجم جانور و شش انسان و سپس آتش، باد، خورشید و ماه و ستارگان را میآفریند. نخستین انسان کیومرث نام دارد. انسانها از نسل او آفریده میشوند.
در پایان سههزار سال دوم اهریمن به گیتی که هُرمُزد آن را آفریده حمله میکند و نبرد میان خیر و شر به گیتی کشیده میشود.
سههزار سال سوم، دورهی آمیزش یا آمیختگی خیر و شر است.
در این دوران اهریمن و نیروهای پلید و شرورش به جان گیتی میافتند و به آن گزند و آسیب میزنند. انسان به یاری نیروهای نیکی و روشنی و با رهبری پادشاهان و دانایان ایرانی دربرابر آنها میایستد و مبارزه میکند.
سههزار چهارم، دورهی پالایش و پاکسازی جهان از نیروهای پلید و شرور جهان است. در این دوران زردشت و پسران منجیاش میآیند تا به پادشاهان و مردم کمک کنند نیروهای شرور و پلید اهریمن را نابود کنند و خود اهریمن را به جهان تاریکی برگردانند.
این را هم نباید فراموش کنیم که اسطوره و حماسه، با افسانه فرق دارند و اصلاً دروغ و یاوه نیستند بلکه داستان و ماجراهای کهن از دورهها و عصرهای نانوشته را نقل میکنند. ما با اسطورهها و حماسهها میتوانیم از زیست و زندگی، باورها، دغدغهها و نیازهای مردمان کهن سر دربیاوریم و با چگونگی اندیشیدن و نگاه آنان به جهان و هستی آشنا شویم.
اسطورهها داستانها و ماجراهاییاند که به پرسشهای اولیه و آغازین انسان پاسخ میدهند و بازگوکنندهی نیازها و آرزوهای آنان هستند. حماسهها چالشها و دغدغههای ملی را به تصویر میکشند و از جنگها و نبردهایی سخن میگویند که مردمان یک سرزمین برای حفظ هویت، زندگی و باورهای خود پشت سر نهادهاند. مجموعهی تاریخ اساطیر ایران از چهار کتاب تشکیل شده است. تاکنون سه کتاب از این مجموعه منتشر شده است:
کتاب اول یکی بود و یکی نبود، هُرمُزد بود و اَهریمَن نبود است. این کتاب داستان آفرینش ایرانی را به نمایش میگذارد. اینکه آسمان، زمین، کوه، دریا و زود چگونه به وجود آمدند. دربارهی اینکه گیاهان و جانوران چگونه در روزی زمین پدیدار شدند و انسان چگونه خلق شد.
کتاب دوم هستی ایزدان و نیستی دیوان است. در این کتاب نیروهای روشنی و تاریکی معرفی شدند. این که امشاسپندان و ایزدان چه کسانیاند و هر کدام چه ویژگیهایی دارند و چه وظایفی را برای نگهداری و محافظت از گیتی و گیاهان و جانوران و انسانها برعهده دارند. در این کتاب کمالهدیوان و دیوان هم معرفی شدهاند و دربارهی بدیهای و پلیدیهایی که از آنها سر میزند صحبت شده است.
کتاب سوم فَرّهی کیانی، پادشاهان ایرانی نام دارد. در این کتاب داستان فَرّه، نیروی روشنگر و پیروزیبخش شاهی، تعریف و دربارهی کار و کوشش پادشاهان ایرانی و پیروزهای آنان بر دیوان و پریان داستانهایی آورده میشود.