خانواده‌ی فرهنگی چشمه /چشمه‌خوان / یادداشت

و تو چه می‌دانی درد یعنی چه؟

روایت‌های بیماران از دوران درد و درمان
۲۶ مرداد ۱۴۰۵
مترجم:
تحریریه‌ی چشمه‌خوان
share
share
close
و تو چه می‌دانی درد یعنی چه؟

در سال 2004، زندگی پرمشغله آلن به‌عنوان اخترفیزیکدان ناسا که تکامل ستاره‌ها را مدل‌سازی می‌کرد، مختل شد.  آلن متوجه شد که غدد لنفاوی‌اش در حال بزرگ شدن است و نمونه‌برداری نشان داد که او به لنفوم مبتلاست. آلن به یاد می‌آورد: «مثل این بود که قطاری بهم برخورد کرده باشد. اولین فکرم این بود که شاید نتوانم فرزندان نوجوانم را در حال بزرگ شدن ببینم.»
وقتی گزینه‌های درمانی استاندارد تمام شد، آلن با اشتیاق فرصت پیوستن به یک کارآزمایی فاز یک در مرکز بالینی NIH را غنیمت شمرد؛ یکی از چندین مرکزی که ترکیبی از ریتوکسیماب (ریتوکسان) با Hu5F9-G4 را آزمایش می‌کرد.   
هشت هفته پس از شروع درمان، آلن که اکنون بازنشسته شده بود، احساس کرد دوباره به ستاره‌ها رسیده است. نتایج  اسکن او همگی منفی بودند.

                                                                                                       ***

در تپه‌های پیدمونت غرب کارولینای جنوبی، در میان باغ‌های هلو و سیب، شهرکی کوچک با کمتر از 700 نفر جمعیت قرار دارد. کِلی یکی از ساکنان این شهرک است. او دو دختر کوچک دارد و به‌عنوان ماساژدرمانگر و بهداشت‌کار دندان کار می‌کند. در وقت آزادش یا در باغش مشغول است یا در برکه‌ای نزدیک ماهیگیری می‌کند. او ایمان قوی دارد و این فعالیت‌ها را «زمان خدایی‌ام» می‌داند. 
 در سال 2021، در حین ماساژ دادن به یکی از مشتریان، کِلی درد شدیدی در شانه راستش احساس کرد. آن را نادیده گرفت و فکر کرد کشیدگی عضله است. طی سال بعد، درد شدیدتر شد. وقتی در تابستان 2022 شروع به سرفه خونی کرد، آزمایش داد و از قفسه‌سینه عکسبرداری کرد. آنچه در عکس دیده شد پزشکانش را نگران کرد و آن‌ها اسکن‌های تصویری بیشتری انجام دادند. اسکن‌ها یک توده خاردار (توده‌ای از بافت با برآمدگی‌های نوک‌تیز روی سطح) در ریه را نشان داد که غدد لنفاوی اطراف آن هم بزرگ شده بودند.
کِلی به سرطان ریه مبتلا شده بود.  مبتلایان در مراحل اولیه می‌توانند جراحی برای برداشتن تومور داشته باشند و سپس شیمی‌درمانی دریافت کنند. اما برای کِلی جراحی ممکن نبود، چون توده‌اش خیلی گسترش یافته بود.
ماهی یک‌بار، کِلی 20 دقیقه از خانه‌اش تا بیمارستان محلی رانندگی می‌کند تا آزمایش‌های خون بدهد. در حین انتظار برای نتایج، با متخصص انکولوژی خود ملاقات می‌کند. اگر آزمایش خون رضایت‌بخش باشد، تزریق‌های متوالی شیمی‌درمانی و دوروالوماب را دریافت می‌کند. زمان حضورش در بیمارستان از ساعت 8:30 صبح شروع می‌شود و معمولاً تا ظهر تمام می‌شود.
درمان او تقریبا موثر بوده و تومور تا حد زیادی کوچک شده و عوارض جانبی او محدود به سرفه و کمی خستگی بوده است. او تا ماه نوامبر به دریافت درمان ادامه خواهد داد. کِلی منتظر تمام شدن درمان و سفر کردن است.

                                                                                                 ***

سایت ملی سرطان آمریکا بخشی به نام داستان‌های بیماران دارد؛ داستان‌هایی از رویارویی با درد و روند جانکاه درمان. نقطه‌ی عطف همه‌ی این روایت‌ها همان لحظه‌ای است که بیمار متوجه‌ی بیماری می‌شود؛ همان لحظه و ساعت و روزی که  می‌فهمد دیگر مثل بقیه نیست و باید چیزی را به زندگی اضافه کند؛ درمان را. 
شباهت دیگر این روایت‌ها در تقابل احساساتی مانند امید و ناامیدی است. در این روایت‌ها بعضی از بیماران به طور کامل بهبود پیدا کرده‌اند و برخی دیگر همچنان درگیر مبارزه‌اند. چیزی که در این روایت‌ها موج می‌زند ارزش هر لحظه از زندگی است. زندگی‌ای که هر آدمی تنها یک بار فرصت زیستنش را دارد.


 

مطالب مشابه