
خطاطِ ولتر، اثر پابلو د سانتیس، یکی از نمونههای شاخص ادبیات مدرن آمریکای لاتین است. ساختار چندلایهی این رمان ترکیبی است از روایت گوتیک، تاریخی، معمایی و فلسفی و به خاطر سبک بینامتنی بازیهای روایی آن و طراحی شخصیتهای عجیب و یگانه، که از ویژگیهای آثار این نویسندهاند، رمانی است بسیار متمایز. پابلو د سانتیس در خطاطِ ولتر و رمانهای دیگر خود چون چراغ ششم، دانشکده، مترجم و معمای پاریس، مرز میان واقعیت و تخیل را مهآلود و گاه محو میکند و فضاهای تاریخی را با عناصر سوررئال و رازآلود در هم میآمیزد و جهانی را تصویر میکند که از سویی برای ما آشناست و از سوی دیگر حیرتانگیز. روایتهای او اغلب به معماهای چندلایه پهلو میزنند. خواننده باید سرنخِ نشانهها و نمادها را بگیرد تا با مفاهیم عمیقی چون حقیقت، هویت، قدرت، تعصب، حافظه و آگاهی مواجه شود. د سانتیس در آثار خود در پی پاسخ نیست، فقط پرسشهای بنیادین هستی و انسان را طرح میکند. در این رمان، چون دیگر آثار او، زبان صرفاً وسیلهی ارتباط نیست، کارزار قدرت و حقیقت است. راوی و شخصیت مرکزی این رمان، که خطاط جوانی است در ابتدای کار، میگوید: «من خطاطم، مسئول خوانایی و وضوح کلمات، نه مسئول حقیقتشان؛ دیگران باید به فکر آن باشند، مثلاً فیلسوفها.» اما طی مأموریتهای پیچیدهای که از جانب ولتر به او محول میشود، در جهانی که حقیقت اغلب در پیشگاه قدرت و جهل قربانی میشود، به حقیقت کلمات پی میبرد. رمان پابلو د سانتیس، در بستر اوجگیری عصر روشنگری و فروپاشی رژیم سلطنتی فرانسه، از زبان خطاط جوانی روایت میشود که از سوی ولتر، مشهورترین فیلسوف آن دوران، به مأموریتهای خطیر فرستاده میشود. خواننده از زاویهی دید راوی یا پیک ولتر شاهد کشف توطئهی یک فرقهی متعصب مذهبی است که قصد دارد دایرهی نفوذ و قدرت خود را در عرصهی سیاست فرانسه گسترش دهد. خطاط جوان نقش اصلی را در تحقیق و حل معمایی ایفا میکند که در آن راهبان، ناشران، فیلسوفان، هنرمندان، جلادان و مخترعان در جنگوجدالاند.
یکی از شاخصترین نقاط قوت این رمان کوتاه و شگفتانگیز پرداخت شخصیتهای متعدد و دقت در لایههای پیچیدهی آنهاست که این مهارت نویسنده آنها را بهیادماندنی میکند. نثر پابلو د سانتیس ساده نیست، اما ظریف، دقیق و روان است؛ قدرت او در خلق تصاویر زنده و تأثیرگذار و ساختار پر از تعلیق و پیچشهای داستان خواننده را تا پایان درگیر و ترغیب میکند تا زیبایی و رازآمیختگی رمان را کشف کند. پابلو د سانتیس با رمان خطاطِ ولتر، به واسطهی تسلط فوقالعادهاش به زبان، تاریخ، فلسفه و مهارتهای روایی و ارجاعات بینامتنی و فرهنگی، اثری هوشمندانه خلق کرده است که یادآور فضای آثار اورول و کافکاست؛ جایی که حقیقت همواره در سایهی قدرت و تفسیر قرار میگیرد.