خانواده‌ی فرهنگی چشمه /چشمه‌خوان / یادداشت

چرا نباید چیزی را که مال دیگران است بدون اجازه برداریم؟

یادداشتی درباره‌ی کتاب «کلاغ جوراب رنگی»
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
نویسنده:
تحریریه‌ی کتاب چ
share
share
close
چرا نباید چیزی را که مال دیگران است بدون اجازه برداریم؟

مونسا در رنگارنگ‌ترین خیابان شهر زندگی می‌کند؛ خیابانی که خانه‌ها و جوراب‌ها و همه‌چیز در آن رنگی و شاد است. هر روز صبح با دیدن جوراب‌های رنگارنگش خوشحال می‌شود و از کنار خانه‌های رنگی‌رنگی رد می‌شود. اما یک روز وقتی بیدار می‌شود می‌بیند رنگ‌ها ناپدید شده‌اند و هیچ‌ جا نیستند. او دنبال رنگ‌ها می‌گردد تا این‌که کلاغی را می‌بیند که روی بال‌های سیاهش خط‌ها و نقطه‌های جوراب‌هایش را دارد. کلاغ می‌گوید رنگ‌ها را دوست دارد و می‌خواهد آن‌ها را برای خودش نگه دارد. بعد حیوان‌های دیگر هم یکی‌یکی می‌آیند و رنگ‌های خودشان را می‌خواهند؛ ببر نارنجی‌اش را، خرس قهوه‌ای‌اش را، کفش‌دوزک قرمزش را و قورباغه سبزش را. مونسا رنگ‌ها را از جیب کلاغ بیرون می‌آورد و به صاحبان‌شان برمی‌گرداند و به کلاغ می‌گوید رنگ‌ها مال صاحبان‌شان هستند و نمی‌تواند رنگ‌های دیگران را برای خودش بردارد و وقتی کلاغ ناراحت می‌گوید چه‌قدر رنگ‌ها را دوست دارد، مونسا با مهربانی جوراب‌های رنگارنگش را به کلاغ هدیه می‌دهد. 
کلاغ جوراب‌رنگی به سادگی به یکی از پیچیده‌ترین مفاهیم برای کودکان می‌پردازد: مرز باریک میان «خواستن» و «مالکیت».
داستان با یک تعلیق هوشمندانه شروع می‌شود؛ رنگ‌ها ناپدید شده‌اند. کلاغ که شیفته‌ی‌ رنگ‌هاست، آن‌ها را به عنوان دارایی شخصی‌اش تصاحب کرده است. این کنش کودکانه، نمادی از خودخواهی ساده‌انگارانه‌ای است که در دنیای کودکان بسیار رایج است. نویسنده به‌ جای این‌که کلاغ را قضاوت یا سرزنش کند، او را در جایگاهی قرار می‌دهد که با نیاز و خواست دیگران (ببر، خرس، کفش‌دوزک و...) مواجه شود. 
این داستان اخلاقی از دامِ شعارزدگی فرار می‌کند و به جای نصیحت مستقیم از مفهوم «همبستگی» و «بخشندگی» استفاده می‌کند. وقتی رنگ‌ها به صاحبان اصلی‌شان برمی‌گردند، پایان داستان به شکلی غیرمنتظره رقم می‌خورد؛ مونسا با اهدای جوراب‌هایش به کلاغ نشان می‌دهد که عدالت فقط به معنی گرفتن برگرداندن چیزی به صاحبش نیست، بلکه می‌تواند با مهربانی و درک نیازهای دیگران همراه باشد. این پایان‌بندی به کودک نشان می‌دهد که شادی واقعی فردی نیست، بلکه در به اشتراک گذاشتن معنا پیدا می‌کند.
این کتاب برای والدین  و مربیانی که می‌خواهند درباره‌ی مفاهیم حق، انصاف، همدلی، مالکیت و اشتراک همچنین درباره‌ی «من» و «دیگری» با بچه‌ها گفت‌وگو کنند و عالی است.
کاربرد کتاب
گفت‌وگو درباره‌ی حق مالکیت و اجازه گرفتن
تقویت مهارت حل مسئله و جایگزینی صحبت کردن با دعوا کردن
گفت‌وگو درباره‌ی همدلی، درک دیگران و بخشندگی
 

مطالب مشابه