خانواده‌ی فرهنگی چشمه /چشمه‌خوان / گفت‌وگو

عملکردگرایی بزرگ‌ترین عامل پیشرفت معماری قرن ماست

درس‌هایی از جیمز استرلینگ
۱۵ مهر ۱۴۰۵
share
share
close
عملکردگرایی بزرگ‌ترین عامل پیشرفت معماری قرن ماست

گلوسبرگ:  از نظر شما عناصر اساسی لازم برای یک طراحی خوب چیست؟
استرلینگ:  فکر می‌کنم هر ساختمان باید دست‌کم دو ایده‌ی خوب داشته باشد. من فرایند طراحی را یک درخشش ناگهانی و خیره‌کننده‌ی کشف و شهود نمی‌بینم. شاید چنین چیزی برای سازه‌ای که یک هدف اصلی دارد، مثل یک استادیوم یا ساختمان اداری، درست باشد؛ اما به نظر من برای یک ساختمان چندمنظوره جواب نمی‌دهد. در واقع، بیشتر پروژه‌های دفتر ما از همین نوع هستند.
گلوسبرگ:  پس فرایند کارتان را چگونه توصیف می‌کنید؟
استرلینگ:  ما واقعاً تلاش می‌کنیم در تحلیل‌هایمان دقیق و مسئولانه عمل کنیم. به شکلی بسیار خطی کار می‌کنیم، به‌طوری که طراحی نهایی مسیر تصمیم‌گیری را منعکس کند.
گلوسبرگ:  همین الان گفتید تعداد کمی از ساختمان‌هایتان برنامه‌ی ساده‌ای دارند؛ اما مرکز علوم در برلین چطور؟
استرلینگ:  بله، درست می‌گویید. آنجا یک مجموعه‌ی اداری است، اما یک ساختمان موجود به سبک بوزار را نیز در خود جای می‌دهد که بازسازی شد و به چند سالن سخنرانی تبدیل شد. در ساختمان اداری باید سیصد دفتر مشابه برای پژوهشگران فراهم می‌کردیم. ما به دنبال یک راه‌حل معماری بودیم، نه صرفاً راه‌حلی برای برنامه‌ی فیزیکی که می‌توانست بسیار تکراری باشد. بنابراین مجموعه‌ای از پنج ساختمان مجاور را ایجاد کردیم که یک حیاط را در میان خود محصور می‌کردند. فضای میان بخش‌های اداری، جامعه‌شناسی و محیط‌زیست، کتابخانه و آرشیو به ما کمک کرد یکنواختی برنامه را از بین ببریم.
گلوسبرگ:  اگر به پروژه‌های اخیر موزه‌ای شما نگاه کنیم، به نظر خودتان چه شباهت‌هایی میان گالری کلور و نویه گالری ــ نویه اشتات‌گالری اشتوتگارت ــ وجود دارد؟
استرلینگ:  گالری کلور توسعه‌ای برای تیت بود تا مجموعه‌ی ترنر را در خود جای دهد. ارتفاع تمام سالن‌ها با گالری‌های قدیمی یکسان است، به‌طوری که بازدیدکنندگان می‌توانند بدون هیچ تغییر ارتفاع یا اختلاف سطحی از ساختمان قدیمی وارد ساختمان جدید شوند. در اشتوتگارت نیز همین اصل را به کار گرفتیم؛ یکی از اهداف اصلی این بود که گذار روانی و یکپارچه‌ای میان گالری‌ها ایجاد کنیم.
گلوسبرگ:  فضا در لابی کلور بسیار محدودتر است.
استرلینگ:  می‌خواستیم در لابی ورودی یک مسیر حرکتی ایجاد کنیم که همچون مقدمه‌ای برای گالری‌های نمایشگاه باشد؛ به‌عبارتی، می‌خواستیم از فضا به حداکثر استفاده برسیم.
گلوسبرگ:  چه تأثیراتی پشت طراحی شما برای کارخانه‌ی براون در ملزونگن وجود داشت؟
استرلینگ:  دوست دارم فکر کنم که ما از هیچ تأثیر خاصی پیروی نمی‌کنیم و حتی کمتر دوست دارم این تصور وجود داشته باشد که طراحی ساختمان‌های تاریخی خاصی بر ما تأثیر گذاشته است.
ملزونگن روستایی قرون‌وسطایی است؛ بنابراین تاریخ زیادی در آن وجود دارد. البته هیچ چیز در خلأ خلق نمی‌شود. بنابراین اگر بخواهیم به دنبال پیشینه بگردیم، می‌گویم ما از سنت عملکردگرایی می‌آییم؛ سنتی که ما را به آغاز جنبش مدرن و رد تاریخ‌گرایی نزدیک می‌کند.
گلوسبرگ:  به نظر می‌رسد این پروژه برای شما اهمیت زیادی دارد. چگونه آن را توصیف می‌کنید؟
استرلینگ:  در سال 1986 شرکت براون یک مسابقه‌ی بین‌المللی دعوتی میان یازده دفتر برگزار کرد. در واقع پیشنهاد ما برنده نشد، اما کارفرما تصمیم گرفت در نهایت طرح ما را بسازد.
گلوسبرگ:  لودویگ براون گفته بود زمان آن رسیده که به مینیمالیسم در طراحی ساختمان‌های صنعتی پس از جنگ پایان داده شود. بدون تردید او به دنبال فرم‌ها و تصاویر جدید بود.
استرلینگ:  فکر کردیم طراحی ما باید عناصر فرهنگی موجود در منظر، مثل پل‌های راه‌آهن، پل‌ها و کانال‌ها، را به رسمیت بشناسد. همچنین می‌خواستیم عناصر طبیعی منظر، مثل جنگل‌ها و ردیف درختان، را نیز وارد طرح کنیم.
این کار چالش‌برانگیز بود، چون در یک شهر تاریخی مثل برلین یا اشتوتگارت کار نمی‌کردیم؛ بلکه در حاشیه‌ی یک روستای کوچک، در زمینی به مساحت چهل‌وپنج هکتار، مشغول کار بودیم. آنجا بهشت کوچکی بود که در دامنهٔ تپه‌ای پوشیده از سبزی و درختان امتداد داشت.
گلوسبرگ:  بخش‌های اصلی عملکردی این مجموعه چه بودند؟
استرلینگ:  سه بخش وجود داشت: مدیریت، تولید و پژوهش، و انبار و توزیع.
ساختمان مدیریت را در بالای تپه قرار دادیم و این نخستین چیزی است که وقتی از ملزونگن می‌آیید می‌بینید. هر یک از عملکردها با حجمی متفاوت نمایش داده شده‌اند.
باید تأکید کنم که برنامهٔ پروژه یک پارکینگ با ظرفیت 1300 خودرو را طلب می‌کرد که مستلزم توسعهٔ قابل‌توجهی در سایت بود. با این حال، شکل دره پیشنهاد می‌کرد که از یک راه‌حل دو سطحی استفاده کنیم و تصمیم گرفتیم یک پارکینگ هفت‌طبقه بسازیم که از طریق یک پل عابر پیاده در میانه‌ی ارتفاع به آن دسترسی پیدا می‌شد.
هر هفت طبقه با پل از طریق پله‌هایی که درون یک دیوار دوجداره به طول 250 متر پنهان شده بودند، ارتباط داشتند. این دیوار سایت را به دو بخش جلو و عقب تقسیم می‌کرد.
بخش جلویی به شکل یک باغ انگلیسی طراحی شده بود؛ فضایی باز با یک آبراه که شبیه آبشار بود، یک دریاچه و تراس‌هایی که درختان آن‌ها را احاطه کرده بودند.
مرکز انبار و توزیع در پشت سایت قرار داشت و فرم بیضی‌شکل داشت. شبیه هیولایی در مقیاس بزرگ به نظر می‌رسید که چندین دهان دارد. دیوار منحنی و طویل آن امکان می‌داد چندین کامیون به‌طور هم‌زمان بارگیری یا تخلیه شوند.
گلوسبرگ:  آثار شما سه دهه را دربرمی‌گیرند. امروز، با تکیه بر این تجربه‌ی گذشته، فلسفه‌ی کاری خود را چگونه تعریف می‌کنید؟
استرلینگ:  همان‌طور که پیش‌تر گفته‌ام، عملکردگرایی ستون اصلی باورها و عمل معماری من بوده است. فکر می‌کنم این ایده‌ها می‌توانند بخشی از طیفی گسترده‌تر باشند که طرح‌ها و طراحان دیگر را نیز دربر بگیرد؛ اما معتقدم نظریه‌ی عملکردگرایی بزرگ‌ترین عامل پیشرفت معماری در قرن ما بوده است.

منبع:
Interview: James Stirling (Spring 1993) with Jorge Glusberg,
 

 

مطالب مشابه