share

فریبا وفی

نویسنده

می‌گوید رمان‌نویس نباید از چیزی بنویسد که نمی‌شناسد. خودش از زن‌ها می‌نویسد و نشان داده که دنیای آن‌ها را خیلی خوب می‌شناسد. حتی زنانش را از طبقاتی انتخاب می‌کند که با آن‌ آشناست. می‌گوید حرف‌های زیادی در باره‌ی زنان وجود دارد که هنوز گفته و نوشته نشده. تابوهایی که نویسنده باید با جسارت خود بهای آن را بپردازد! فریبا وفی نویسنده‌ی محبوبی است. جایزه‌های بسیاری در کارنامه دارد و آثارش به زبان‌های مختلفی ترجمه شده. از نوجوانی به تجربه‌ی نوشتن روی آورده و اولین داستانش را سال 67 در مجله‌ی آدینه چاپ کرده است. در دهه‌ی 70 دو مجموعه داستان منتشر می‌کند، اما با رمان «پرنده‌ی من» در سال 81 است که به عنوان یک چهره‌ی موفق به فضای داستان‌نویسی معرفی می‌شود. کتابی که برنده‌ی جایزه‌ی بهترین رمان سال، برنده‌ی جایزه‌‌ی گلشیری، و نیز برنده‌ی جایزه‌ی ادبی یلدا شد و تا امروز حدود 40 بار چاپ شده است. کتابی که  به زبان‌های انگلیسی، ایتالیایی، آلمانی، کردی سورانی ، ترکی استانبولی و ارمنی هم ترجمه شده ‌است.
او بعدها با رمان‌های دیگرش هم بخشی از این موفقیت‌ها را تکرار کرد؛ از جمله «رویای تبت» یا «ترلان». با رویای تبت دوباره جایزه‌ی گلشیری و مهرگان ادب را گرفت و با ترلان بود که بعدها جایزه‌ی لیتپروم آلمان را به خانه برد. او از میان ده نویسنده‌ی آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین به عنوان نویسنده‌ی سال انتخاب شده بود. اما از این گذشته، داستان‌های کوتاه او نیز به اندازه‌ی رمان‌هایش شاخص و اثرگذار است. قهرمان داستان‌های آثار او معمولا فردی از طبقه‌ی متوسط است یا کارگر. شخصیتی که تب و تاب‌های درون او همان دغدغه‌های انسان معاصر است. درونمایه‌ی آثار او را نیز مسائلی مثل «بحران هویّت»، «وضعیّت زنان در جامعة مرد محور»، «فقر اقتصادی و فرهنگی» و… شکل می‌دهند. او علاوه بر نوشتن آثار داستانی، دیوان اشعار پروین اعتصامی را نیز برای نوجوانان به نثر بازنویسی کرده ‌است.