share

محمدرضا فرزاد

مترجم

اسمش محمدرضا فرزاد است. شعر و داستان ترجمه می‌کند. گاهی هم فیلم می‌سازد. بچگی‌ او همه‌اش در صف بربری و گل‌کوچیک گذشت. تقلید صدایش خوب بود و یک‌بار هم در نقش کودک فلسطینی شهید شد. هیچ‌وقت در زندگی‌ا‌ش جادوگر ندیده‌ ولی یک‌بار توی تالار عروسی از نزدیک یک شعبده‌باز دیده‌ که از توی کلاه خرگوش درمی‌آورد. خودش هم غیر از خالی‌بندی کار دیگری بلد نیست، مثلاً همین عکس بالا که تویش شبیه یک پشه موذی‌ است. آخر او مدت‌هاست کچل شده‌. راستی می‌خواهد رازی را بهتان بگوید: کچل‌ها خوش‌شانس‌اند. او هم خوش‌شانس است که دارید این کتاب را می‌خوانید. خوش‌شانس است که با شما آشنا شده.