بیشتر بهخاطر رمانهای اتوبیوگرافیاش شناخته میشود که با زبانی ساده و تند روایت میشوند. آثارش، بهویژه مجموعهی مربوط به شخصیت «آرتورو باندینی»، تصویری زنده از زندگی نویسندگان گمنام، مهاجران و طبقهی کارگر در آمریکا ارائه میدهد و روایت واقعیتهای تلخ زندگی را بدون زرقوبرقهای ادبی بیان میکند. فانته قبل از اینکه نویسندهای مشهور شود، فیلمنامهنویس بود و این مهارت در دیالوگهای دقیق و زندهی آثارش مشخص است. کتاب «از غباربپرس»، مشهورترین رمان او، داستان نویسندهای فقیر و جاهطلب را روایت میکند که در لسآنجلس به دنبال موفقیت است اما با شکست و سرخوردگی دستوپنجه نرم میکند. اهمیت فانته در این است که قبل از ظهور نویسندگانی مثل چارلز بوکوفسکی، سبک و نگاهشان را به ادبیات آورده بود. بوکوفسکی که از طرفداران پروپاقرص او بود، فانته را نویسندهی محبوبش میدانست و باعث شد آثارش پس از سالها فراموشی، دوباره توسط او منتشر شوند. فانته زندگی را همانطور که بود مینوشت، بدون اغراق، بدون قهرمانسازی. داستانهایش دربارهی تلاش، سرخوردگی و امیدی بود که هیچوقت به نتیجه نمیرسید، اما هیچوقت هم از بین نمیرفت.