از 14 سالگی ترجمه میکرد. هفدهساله بود که ترجمهاش با نشر امیرکبیر منتشر شد. یکسال بعد، در آغاز دههی پنجاه راهی فرانسه شد که حقوق بخواند. اما نیمهکاره رهایش کرد و از رومانی سر در آورد. سودای فیلم ساختن او را وا داشت تا سینما بیاموزد. حتی برای دکترایش به اسپانیا رفت. اما دوباره تزش را رها کرد و پس از یکدهه، در نهایت به ایران بازگشت. وقتی که برگشت، با تجربه و انگیزهی بسیار ترجمهی ادبیات را در پیش گرفت. از همان نخستین انتخابها هم نشان داد که مترجمی است با ذوق و سلیقهی ویژهی خودش.
کاوه میرعباسی از سه زبان ترجمه میکند: انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی. و همین تنوع و گستردگی به او اجازه داده تا هر لحظه بتواند دست روی شاهکاری ادبی در این محدوده بگذارد. میخواهد کتابی از اویسمانس، برتون و کامو باشد یا اثری از رولفو، کارپانتیه، فوئنتس و بورخس. او همیشه از تجربههای تازه استقبال میکند. اما میرعباسی علاوه بر ترجمه، داستان و طنز هم مینویسد. یکی از آنها، «هفتگانهی سودابه» است. مجموعهای از هفت رمان پلیسی با تم سیاوش و سودابهی شاهنامهی فردوسی که هرکدام با یکی از گونههای فرعیِ ادبیات پلیسی پیوند خوردهاند. ادبیات پلیسی و ژانر از تخصصها و علاقههای ویژهی میرعباسی است. او بارها از جای خالی این گونه در داستاننویسی ایران سخن به میان آورده است. خود او دبیری دو مجموعهی پلیسی «دایرهی هفتم» و «ادبیات پلیسی امروز جهان» را بهعهده داشته و در این باره بسیار نوشته و ترجمه کرده است.