بسیاری او را بزرگترین شاعر معاصر میدانند و عدهای نیز تاریخ شعر مدرن ایران را به پس و پیش از او تقسیم میکنند. هرچه که باشد، دیگر تردیدی نیست که هیچ شاعری در قرن گذشته به اندازهی او در کانون توجه و تحسین نبوده است. احمد شاملو، شاگردِ برگزیدهی نیما که اگرچه در آغاز از دستاوردهای شعر استادش سخت متاثر شد اما خیلی زود راهش را جدا کرد تا با تاثر از شعرِ مدرنِ جهان دست به ابداع گونهای از شعر منثور (شعر سپید) در زبان فارسی بزند. شعری آزاد و رها از بندِ «وزن» که همچنان میتوانست از شعریت خود دفاع کند و مسیرهای تازهای برای آیندهی شعر فارسی پیشنهاد بدهد. اما شاملو شاعری بود که علاوه بر شعر، داستان و فیلمنامه هم نوشت، در قامت یک روزنامهنگار ممتاز ظاهر شد، دست به ترجمه و تحقیق زد و دست آخر دانشنامهی بینظیری چون «فرهنگ کوچه» را از خود به یادگار گذاشت. اغراق نیست اگر بگوییم او به تنهایی به اندازهی یک فرهنگستان ثمره داد و به زبان فارسی وسعت و غنا بخشید. شاعری که ترکیبهای تازهای وارد شعر کرد، از محدودهی تنگ عادتهای کهنهی شعر فارسی پا فراتر گذاشت و زبانی آفرید که هنوز پس از نیمقرن سایهاش بر سر بسیاری از شاعران سنگینی میکند...
اگر به دستاوردهایش نگاهی بیاندازیم، آنوقت چهبسا با این سخن بابک احمدی همدل باشیم که او از بزرگترین شاعران جهان هیچ کم ندارد. شاعریست یگانه در قد و قامت آراگون، نرودا یا ناظم حکمت که اگرچه بنا به طبع سیاسیاش اشعار اجتماعی درخشانی سرود اما لحظهای از عاشقانهسرایی دست نکشید. شاعری که زبان مادریاش را دگرگون کرد و در آستانهی شعر مدرن فارسی ایستاد. شاعرِ انسان و آزادی با روحیهای سراپا معترض که هیچگاه با قدرت سیاسی حاکم از در سازش درنیامد و شعرش در طول چندین دهه آئینهای شد از وضعیت اجتماعی و رنجهای مردم سرزمین ما در تاریخ معاصر... آثار شاملو تاکنون به زبانهای سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، ترکی، عربی و ... ترجمه شده و از این نظر او را میتوان شناختهشدهترین شاعر معاصر ایران در فضای بینالمللی به حساب آورد.