به قول خودش کار مورخ نظم بخشیدن به گذشتهی ادبی است. کسی که میخواهد سرگردانی در میان انبوهی از کتابهای منفرد را به مسیری نظمیافته و جهتمند بدل کند. از این منظر، تدوین تاریخ ادبی شبیه مرتب کردن کتابهای یک کتابخانهی آشفته است. و او مورخ تاریخ ادبیات است... روزنامهنگاری خوانده. میگوید جرقهی پروژههای تاریخنگاریِ ادبیاتش را در دورهی دانشجویی، یحیی آرینپور زده است. او نیز خواسته در همان راه قدم بردارد. و درست از جایی آغاز کند که آرینپور تمام کرده. اگر او تا آستانهی دورهی مدرن جلو آمده و کتاب شعر و داستانش را با نیما و جمالزاده به پایان برده، حسن عابدینی روایت تاریخ ادبیات را از این پس به عهده گرفته است... میرعابدینیِ نویسنده، پژوهشگر، استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی را همه معمولاً با کتاب چهارجلدی «صدسال داستاننویسی ایران» به یاد میآورند. کتابی که از مهمترین پژوهشها و منابع در حوزهی داستان ایران است و نویسندهاش 20 سال از عمرش را پای آن گذاشته. او در این کتاب فرآیند تکوین و تحول ادبیات داستانی ما را از منظر ادبی، تاریخی و اجتماعی در قرن اخیر به بررسی نشسته و کوشیده تا نسبتهای پنهان دورههای داستاننویسی ما را تحلیل کند. خودش در این باره میگوید: «احساس میکردم داستاننویسیِ ایران از نظر کمّی و کیفی به مرحلهای رسیده که بررسی جامعی از آن صورت گیرد و چند و چونِ آن شناسانده شود. بخشی هم حاصل این درک بود که، در سالهای پس از انقلاب، تألیف آثار تحقیقی برای بازنماییِ زمینههای پیدایش و تکوین تاریخ ادبیِ معاصر، ضرورت دارد.»
میرعابدینی پژوهشگری است که پیوسته و دقیق آثار داستاننویسان زمانه را در نسلهای متفاوت دنبال میکند. منظم مینویسد و واکنش نشان میدهد و ادبیات را به مثابهی یک موجود زنده در گام به گامش تعیقب میکند: «مورخ ادبیات کسی است که آثاری را که از آنها سخن میگوید، خوانده باشد، نه کسی که کتابش را از روی تاریخ ادبیاتهای پیشین مینویسد... او ناگزیر از نقد آثار است. چون باید تصمیم بگیرد تا کدام اثر را به کتاب خود وارد کند و از کدامیک صرفنظر کند. وگرنه اثر او به کشکولی از زندگینامهی نویسندگان و فهرست آثار آنان بدل خواهد شد.» فراموش نکنیم که میرعابدینی یکی از چهرههایی بود که با آثارش باعث شد تا ادبیات داستانی معاصر هرچه بیشتر به موضوع بحث و تدریس در دانشگاه بدل شود. ضمن اینکه دقت او در گزینش منابع و آثار، از بسیاری جهات ممتاز است. او بعضاً آثاری را معرفی کرده که تا پیش از این به تاریخ ادبیات راه نیافته بودند.