متولد مشهد است و عمدهی وقتش را داستان مینویسد. با تکداستان «ابر صورتی» -که بعدها در کتابی به همین نام در سال 88 منتشر شد- نامش بر سر زبانها افتاد. داستانی که در سال 82 برندهی جایزهی ادبی بهرام صادقی شد و خود کتاب نیز در سال 89 به مرحلهی نهایی یازدهمین دورهی جایزهی گلشیری راه یافت. ایرانمهر اولین مجموعهداستانش را با عنوان «بریم خوشگذرونی» در سال 1384 منتشر کرد، مجموعهای که داستان «سونات زنانه» از آن در جایزهی مهرگان ادب تقدیر شد. اما او پس از آن و در طول دو دهه، دو مجموعهداستان دیگر هم نوشته و همراه با داستان بلند «برف تابستانی» و رمان «اسم تمام مردهای تهران علیرضاست» به دست چاپ سپرده. علاوه بر اینها اما او نقد نیز مینویسد و چندین فیلمنامه هم در کارنامهاش دارد. فعالیت سینماییاش را از سال 1387 به عنوان نویسندهی فیلم دلخون به کارگردانی محمدرضا رحمانی آغاز کرده. او در فیلمهایی چون «دلداده» و «آزادراه» نیز سابقهی همکاری دارد. اما این روزها بسیاری او را با رمانی میشناسند که بیش از یکدهه بر سر آن وقت گذاشته: «حافظخوانی خصوصی». رمانی مفصل که پای یکی از بزرگترین شاعران زبان فارسی را به عرصهی داستاننویسی معاصر باز کرده و به تاثیر حافظ در ساختار شناختشناسی ایران پرداخته. او در این رمان به اهمیت حافظ در ناخودآگاه تاریخی ما اندیشیده و ظرفیتهایی را که شعرش پشنهاد میدهد برای نوشتن یک رمان عاشقانه-معمایی به کار بسته است.